تبليغاتX
خنده نمکین خدا/یوسف زهراء
مدارس شاد! گمشده نظام آموزشی

تاريخ : سه شنبه 12 آبان1388 ساعت: 8:12 قبل از ظهر

 

تبریک:

کسب رتبه های اول در زمینه مقاله سیاسی، گزارش خبری و بخش ویژه شانزدهمین جشنواره مطبوعات را به همکاران گرامی روزنامه قدس بهروز فرهمند، زهره کهندل به ویژه خانم اعظم طیرانی(همکارمان در گروه خراسان امروز) صمیمانه تبریک عرض می کنم

همچنین کسب رتبه برتر مطابق هر سال! در جشنواره توسط دوست عزیزمان جناب آقای دژاکام رو هم تبریک و تهنیت عرض نموده و امیدوارم به نفع جوانترها سال آخرشون باشه!!!.


پایان اولین روز تحصیلی است و شما هم مستثنی از سایر والدین نیستید که ترجیح داده تا در روز اول بازگشایی مدارس، فرزندتان را در راه بازگشت به منازل همراهی نمایید. بی صبرانه به انتظار می نشینید تا در درک لذت شادی، شور و شعف فرزندتان، اولین باشید!. زنگ پایان به صدا در می آید اما از آن شور و شوق و هیجان دوران ابتدایی که تجربه نموده اید؛ خبری نیست. دوران خوشی که سکوت مدرسه با نوای دلنشین زنگ به یکباره می شکست و ولوله ای بهشت گونه برپا می شد. زمانه ای که خش خش اولین برگهای شکننده و زرد پاییزی اش را در میان سبزی شادی بخش دانش آموزانش نمی شنیدی!. کودک و کودکان سر به هوای بازیگوشی را بخاطر می آوری که چون تیر رهیده از کمان، معلق زنان خود را به خانه و کاشانه می رساند و داد و هوار مهربان مادر را روانه آسمان می کرد که باز «وروجک آتش پاره آمد!».

درب ماشین با عصبانیت بسته می شود؛ فرزندتان در نهایت افسردگی با بالا بردن پنجره سکوت سنگینی را بر فضای خودرو تحمیل می کند. هنگامیکه به نرمی سئوال می کنی:چه شده؟ با فرمان تحکم آمیزی روبرو می شوی که «شما رانندگی ات را بکن!».عاطفه پدری و یا مادری اجازه نمی دهد تا وضع موجود را تحمل کنی و می گویی:«... اما من پدرم! من مادرم!  باید بدانم که....!». به یکباره بغض فروخفته فرزند دل بندتان می شکند و بند دلتان پاره می شود. او می گرید و در میان هق هق کودکانه اش از جهنمی می گوید که تو مقصر در آفرینش آن بوده ای!. خبری از «باز آمد بوی ماه مهر» نیست چون او از معلمی می گوید که در اولین روز مدرسه و در نهایت کج سلیقگی آگاهانه و یا نا آگاهانه با بی مهری تمام، حلاوت بهار سال تحصیلی را از او سلب نموده و تشویش و اضطراب را به او تزریق نموده است. تفکرات کودکانه متولدین عصر نانو متاثر از ظرافتهاست. کودکی که سال اول و یا دوم ابتدایی را تجربه می کند از صدای زمخت و خشن معلمی می گوید که با عصبانیت از او بازخواست نموده که چرا با لباس فرم نیامده و اگر در روزهای بعد، لباس فرم نداشته باشد از مدرسه اخراجش می کند!. خنده ات می گیرد وقتی در ادامه از زبان کودک مدرسه ابتدایی می شنوی:« ... زیر لب گفتم؛ چه بهتر! از این جهنم خلاص می شوم!».

############

تمامی جامعه شناسان و روانشناسان در اینکه دانش آموزان مهمترین رکن نظام آموزش و پرورش یک کشور محسوب شده متفق القولند و بر این باورند که مدارس، تامین کننده نیروهای کیفی یک جامعه و تامین کننده کمیتی از خیل عظیم نیروی انسانی ماهر و تحصیل کرده می باشند. اما همان نیروهای کیفی و کمی آینده ساز را عواملی تهدید نموده که می تواند مانعی اساسی در تحقق یک جامعه پویا و سرزنده باشد. کلونی و اجتماع پویا و بانشاط،  اجتماعی است که عناصر شادی آفرین در آن فراوان باشد فلذا آموزش های مهارت رفتاری از همان دوران ابتدایی بر پایه  تقدم تربیت بر تعلیم چیدمان می شود و بر این اساس شوق زندگی کردن که رکن مهمی در مباحث تربیتی ایفا نموده جا باز می نماید تا در کنار سایر نیازهای تربیتی و تعلیمی کودک بصورت متوازن به آن پرداخته شود. در عصر تکنولوژی و صنعتی شدن جوامع که بستر فراموشی و اسارت شادی مهیاست؛ شاد زیستن، مهارت و هنر است و معمولا در این جوامع سعی می شود تا از همان دنیای مدرسه؛ شادی، هیجان، تحرک و انرژی را بر اساس اصول تربیتی و علمی نهادینه ساخته تا در نهایت سلامت جامعه آینده، تضمین گردد. اعلامیه جهانی داکار به وضوح بر این مهم تاکید می نماید و در آن تصریح شده که معلمین می بایست توان خوشایند کردن، سالمتر کردن و بارورتر کردن محیط های آموزشی را کسب نمایند. در کشور ما نیز در بند 12 آیین نامه اجرایی مدارس مصوب 1379 شورای عالی آموزش و پرورش در تبیین وظایف متولیان آموزشی چنین آمده است:« یکی از وظایف مدیران مدارس فراهم کردن شرایط لازم برای جلوگیری از خستگی مفرط دانش آموزان از طریق: نظارت مستقیم بر فعالیتهای آموزشی و پرورشی مدرسه و نشاط آور ساختن محیط مدرسه و استفاده از روشهای مناسب تشویق می باشد».

همانگونه که دیده می شود فرآیند شادی آفرینی در مدارس از محیط پیرامونی دانش آموز آغاز می گردد و تمامی اجزای این محیط اعم از زنده و غیر زنده نقش بسزایی در رشد این فرایند دارند. هر یک از این اجزا به نوبه خود مهم  بوده  بطور مثال فضای فیزیکی مدارس می تواند نقش مهمی در ارتقای نشاط افرینی ایفا نماید اما با توجه به مقدمه می توان چنین استنباط نمود که یکی از مهمترین اجزا همان «معلم» است که بعنوان یک عامل تاثیرگذار بر جمعیت مخاطب می تواند دانش آموز و به تبع آن اجتماع اینده را بر کرسی مناسب شادی نشانده و لذا فضای شادی افرین جامعه مرهون تلاشهای او شده و  دشمن «افسردگی» لقب گیرد. در عین حال معلمی که نمی تواند غرور دهن سوز خود را بلع نماید و در عملکردش سایه هایی از افراط و یا تفریط ملاحظه می شود نمی تواند معلم «مدرسه شاد» باشد. از سویی بسیاری از معلمان با بهانه دغدغه های معیشتی و نیازمندی های مادی و همچنین مشکلات روحی و روانی چون فشارها و استرس های کاری که بطور معمول گریبانگیر آنهاست، نمی توانند عامل ایجاد و ابزار شادی در مدارس باشند و گرچه معتقدیم که این دغدغه ها و مطالبات قشر دلسوز معلمان در جای خود باید مورد پیگیری قرار گیرد لیکن نمی تواند دلیل محکمه پسندی بر تبری جستن از تربیت و تعلیم در مدارس بر اساس وظیفه ذاتی آنان باشد. تصور نمایید معلمی که برای فرار از مشکلات زندگی، استرس های شغلی و مدرن به خوردن دارو عادت می نماید و با خروج از احساس وظیفه شناسی به بی نظمی هم عادت می کند آیا می تواند عامل انتقال شادی و شوق به دانش آموز باشد؟!. معلم افسرده، دانش آموز پذیر نیست؛ دانش آموز افسرده، خانواده پذیر نیست؛ خانواده افسرده، جامعه پذیر نیست و گرایش به اسیب های اجتماعی و انحرافات و ناهنجاری های مدرن نیز از مشترکات فی مابین معلم، دانش آموز، خانواده و اجتماع افسرده است.

جالب آنکه در تحقیقاتی مشخص شد که کشور هندوستان شادترین کشور دنیاست و این ویژگی در کشوری که مشکلات معیشتی و فقر و تنگدستی بیداد می کند موید عدم ارتباط گزینه هایی چون ثروت، قدرت، شهرت و... با شادی است. در واقع شادی بر اساس داشته ها شکل نمی گیرد بلکه بر اساس بودن ها در شخصیت فرد(معلم) و اجتماع(مدرسه) نمود پیدا می کند. آیه ی «فرحین بما اتیهم الله» ضمن تاکید بر عنصر شادی در جامعه اسلامی مهر تاییدی بر «بودن ها» می گذارد و می گوید: شادند به آن چیزی که خداوند به آنها داده است. گرچه پرداختن به موضوع شادی در آموزه های اسلامی مبحثی جداگانه می طلبد اما همین قدر که دین مبین اسلام تا آن حد دقیق و ژرف به مقوله شادی نگریسته که جدای از شادی ظاهری بر شادی حقیقی و باطنی نیز تاکید می نماید.

می توان چنین نتیجه گیری کرد که با توجه به سطح انتظارات جامعه و توقعات خانواده، معلم رسالتی خطیر بر عهده دارد فلذا نظام آموزشی ما بایستی با تکیه بر ابزارهای کارآمد و نیروهای مجرب و آگاه مانند ملعمان، نسل شادی را تربیت کند که قدرت تطابق و سازگاری را برای زندگانی در سالهای حضور در صحنه های اجتماعی داشته باشند و این میسر نیست جز با تدبیر و برنامه ریزی اصولی دست اندرکاران سیستم آموزشی تا شاهد عملیاتی شدن مدارس شاد در کشورمان باشیم. تشکیل «شوراهای ایجاد مدارس شاد» می تواند اولین قدم در جهت عملیاتی کردن این پروسه باشد که اخیرا زمزمه های ضرورت تشکیل آن در میان کارشناسان به گوش می رسد.

 


 آپلود عکس

 


|+| نويسنده :احمد فیاض |

ویژه سردار سرلشکر شهید شوشتری

تاريخ : جمعه 1 آبان1388 ساعت: 0:34 قبل از ظهر

 
پس از دستور سردبیر محترم  تنها یکروز فرصت بود تا ص عشقستان رو برای روز ۵ شنبه با محوریت ویژه نامه سردار سرافراز سپاه خراسان تهیه و تنظیم کنم. علاقه خودم و البته روابطم با بر و بچه های سپاه با مساعدت خود شهداء باعث شد نتیجه کمی رضایت بخش باشه(به زعم خودم!) و ما حصل آن یک میزگرد با سرداران پیشکسوت و همرزمان سردار شوشتری یعنی نجاتی، شاملو و مقدم و مصاحبه با حاج آقا محرابی و گفتگو با گزینش گر سردار شوشتری شد که می توانید کاملتر در ص عشقستان قدس(۳۰/۷/۸۸) ملاحظه بفرمایید.
 
 
گفتگو با سرداران دفاع مقدس نجاتي، شاملو و مقدم درباره شخصيت والاي سردار شهيد شوشتري: کنگره شهداي خراسان يک سالار کم داشت



* احمد فياض
با شهادت سرلشکر شهيد شوشتري، سردار شهيد محمدزاده و جمعي از همرزمان آن عزيزان در همايش وحدت بار ديگر عطر



شهادت و ياد افتخارآفريني هاي رزمندگان اسلام در عرصه دفاع مقدس در فضاي ايران اسلامي پراکنده شد.
در همين رابطه گفتگويي با سردار نجاتي، رئيس کانون بازنشستگان سپاه خراسان و سردار شاملو، فرمانده اسبق قرارگاه سازندگي کربلا و سردار مقدم، فرماندهي اسبق مرکز پشتيباني ثامن الائمه(ع) سپاه انجام داده ايم که از نظر مي گذرد:
@ !آشنايي شما با سردار شوشتري از کجا شروع شد؟ چگونگي آن را بيان فرماييد؟
** شاملو: در ابتدا بايد بگويم که به نوعي ايثارگران، رزمندگان و سپاهيان استان خراسان با از دست دادن اين بزرگوار يتيم شده و اين جامعه بزرگ مردي را از دست داد که به سرعت نمي توان براي آن جايگزيني متصور شد. آشنايي بنده با سردار شوشتري به سال 61 و غائله کردستان بر مي گردد. البته خدمتگزاري و مجاهدت سردار شوشتري پيشينه اي 30 ساله را در بر مي گيرد يعني از سال 58 تا 88 ايشان در تمامي ميادين مشغول خدمتگزاري بودند و کمتر رزمنده اي را سراغ دارم که 30 سال در حال گذراندن مأموريت و وظايف محوله در اقصي نقاط کشور باشند.
نجاتي: در عمليات والفجر يک که يگانهاي استان خراسان نيز حضوري فعال داشتند، در زير آتش سنگين دشمن و حجم گسترده آن براي نخستين بار، سردار شوشتري را با آن قد و قامت رشيد و رعنا ديدم که هدايت تيپ جوادالائمه(ع) را بر عهده داشتند. ايشان آن موقع مسؤول خط و محور عملياتي تيپ جوادالائمه(ع) بودند. به لحاظ گستردگي حجم آتش دشمن و شدت آتشبار بعثي ها، مانند والفجر يک سراغ نداريم و اين عمليات در اين زمينه کم نظير بود به گونه اي که يگانهاي رزم را زمينگير کرده اما ايشان هرگز خم به ابرو نياورده و شخصاً هدايت محور را با جسارت و شجاعت مثال زدني بر عهده داشتند. آن موقع من در تيپ امام رضا(ع) بودم و به جهت هماهنگي يگانهاي خراسان بزرگ جلساتي داشتيم. اما از والفجر 3 و در تيپ امام موسي بن جعفر(ع) که يکي از تيپهاي لشکر نصر بود بنده به عنوان معاون ايشان در خدمت اين عزيز قرار گرفتم و ايشان نيز فرماندهي تيپ را بر عهده داشتند. در واقع در بحبوحه عمليات والفجر 3 از نزديک با رشادتها و دلاورمرديهاي سردار شوشتري آشنا شدم.
مقدم: آشنايي من با اين بزرگوار از سپاه سبزوار و نيشابور آغاز مي گردد اما در نبرد موسوم به نبرد اهواز در ابتداي جنگ با ايشان و شهيد عليمرداني از نزديک برخورد داشتم. سردار شوشتري رفاقت و ارتباط عاطفي عجيبي با شهيد عليمرداني داشتند که بنده را تحت تأثير قرار مي داد.
* شخصيت سردار شوشتري را طي ساليان دراز همسنگري چگونه ديديد؟ به نظر شما چه عواملي سبب شد تا شوشتري، سردار شوشتري شود؟!
** شاملو: از ويژگيهاي بارز سردار شوشتري هوشمندي نظامي ايشان بود به طوري که با توجه به عرصه جنگ و مقتضيات زمان به عنوان يک رزمنده صفر و عادي حضور يافتند اما با از خودگذشتگي، تلاش و مجاهدت کم نظير توانسته به سرعت مدارج نظامي را کسب نمايند. به عبارتي ايشان جايگاههاي فرماندهي را به صورت انتخاب و انتصاب به دست نياوردند بلکه در پناه لياقت و خلاقيتهاي فردي و به صورت تجربي توانستند سلسله مراتب فرماندهي را طي نمايند. اين لياقت و شهامت پهنه وسيعي از ايران اسلامي يعني از قلل سر به فلک کشيده کردستان تا کويرهاي سيستان و بلوچستان و از خطه خورشيد تا خوزستان را در بر گرفت و اين وسعت سرزميني به وضوح بر شخصيت ممتاز ايشان گواهي مي دهد.
نجاتي: تمامي نيروهاي بسيجي و سپاهي در ميدان رزم شيفته ايشان بوده و سردار شوشتري را عميقانه دوست داشتند. ايشان فرمانده ميداني و عملياتي بودند و نه مديري پشت ميز نشين! . يادم مي آيد در والفجر 3 شجاعت و سماجت و تدابير نظامي ايشان باعث اسارت سرهنگ جاسم(داماد صدام) به همراه 500 نفر اسير ديگر عراقي شد. در آن عمليات عراقي ها به سرکردگي سرهنگ جاسم بر روي تپه اي که قرارگاه آنها بود مقاومت سرسختانه اي داشتند ولي سردار شوشتري با تاکتيکي شکافهاي موجود را پر نموده و پس از الحاق توانستيم عراقي ها را به طور مطلق محاصره نماييم. عراقي ها متوجه الحاق شدند پس سعي نمودند از تپه پايين آمده و با شکستن حصر فرار نمايند. در اين هنگام سردار شوشتري با ذکاوت خود متوجه شده و شخصاً وارد ميدان مبارزه شدند. عراقي ها که متوجه حضور سردار شوشتري شده بودند منطقه را زير آتش شديد خود قرار دادند به طوري که بر اثر حجم وسيع آتش آنتن بيسيم سردار شکسته شد و سردار دستور دادند تا با دور زدن عراقي ها و به محاصره درآوردنشان آنها را شکست دهيم. از طرفي صدام نيز با وعده و وعيد تلاش مي کرد تا نيروهاي خود را از محاصره برهاند و در نهايت تدابير نظامي و حضور ميداني سردار شوشتري باعث شکست و اسير شدن آنها شد.
مقدم: شوشتري به لحاظ سني بزرگتر از ما بودند بنابراين احترام خاصي بين نيروها و نگاه پدرانه اي نسبت به نيروهاي رزمنده داشتند و آنها را چون فرزندان خود مي دانستند. در واقع ايشان هم فرمانده بودند و هم پدر معنوي نيروها و اين دو ويژگي را توأمان با هم داشتند! . در همه امور پيشگام مي شدند و فراتر از شرح وظايف عمل مي کردند. نوک پيکان مشکلات و سختي هاي مبارزه سردار شوشتري را هميشه مي ديديم. در شبهاي عمليات شب زنده داري مي کردند و جزو اولين نيروهاي تک کننده قرار مي گرفتند و من اغلب مسؤول آماد و پشتيباني دوره هاي فرماندهي ايشان بودم. در يکي از صحنه ها من برخورد تندي با ايشان داشتم اما سردار شوشتري با متانت و لبخند گفتند: آقاي مقدم! اگر در مجموعه کوتاهي و ضعفي است من مقصرم! . من را ببخشيد! . اين در حالي بود که کوتاهي از ناحيه من بود و من نسبت به ايشان تندي نمودم.
شيرين ترين خاطره اي که از ايشان دارم زماني بود که خسته و کوفته شبانه به اهواز آمده و در يک اتاق مشترک از ساختمانهاي 5 طبقه خوابيديم. بايد بگويم که من به علت انحراف بيني، هنگام خواب خرخر مي کردم و همين اسباب زحمت و اذيت همسنگران مي شد و گه گاه اعتراض دوستان را در پي داشت. نزديک اذان صبح که بيدار شدم در نهايت تعجب ديدم سردار شوشتري حضور ندارد. به جستجوي سردار پرداختم و متعجبانه ديدم که ايشان در آبدارخانه خوابيده اند. سردار شوشتري با وجود خستگي مفرط راضي نشدند من را بيدار کنند با وجود اينکه فرمانده من بودند. آن روز از سردار خيلي خجالت کشيدم! . هر وقت در حرم مطهر ما را با لباس خدامي مي ديد رو مي کرد و مي گفت: من را دعا کنيد تا يا شهيد شوم و يا بتوانم راه شهدا را به نيکي ادامه دهم! .
در علت تأخير برگزاري کنگره بزرگداشت سرداران و 23 هزار شهيد خراسان که مباحثي مطرح مي شد تأکيد داشتند که عجله نشود تا کنگره اي در شأن و مقام شهداي خراسان برپا شود...!
* در اينجا بغض فرو خفته سردار مقدم سر باز کرد و اشک بر پهناي صورت وي جاري گشت. فضاي ميزگرد متأثر از پيامکي شد که پس از شهادت سردار شوشتري ميان همسنگران و همرزمان ديرينه وي رد و بدل مي گشت. سردار نجاتي متن پيامک را مي خواند! : «شهداي خراسان منتظر فرمانده شان بودند. بدون(سردار) شوشتري؛ لشکر شهداي خراسان يک سالار کم داشت! . حالا شهدا رخصت دادند تا برايشان کنگره برگزار کنيم! ».
* شهادت سردار شوشتري در منطقه سيستان و بلوچستان غافلگيرکننده بود! . چرا ديار محروم سيستان و بلوچستان قتلگاه شهيد شوشتري و محمدزاده و سايرين شد؟
** شاملو: سردار شوشتري به کرات در مناطق جنگي مجروح شده و جانباز 8 سال دفاع مقدس بودند. پايشان روي مين رفت! . شهادت نعمت الهي است و خيلي متفاوت است که در اولين روز جنگ شهيد باشي و يا پس از 30 سال شرايط سخت و خدمتگزاري به مردم، 30 سال شوخي نيست! . سردار شوشتري با وجود مسؤوليت و جايگاه خدمتي و همچنين مشکلات امنيتي موجود در سيستان و بلوچستان، تشخيص دادند که رأساً بايد پاي کار باشند. ايشان نيروي ستادي نبوده و صفي کار مي کردند، هدايت بيسيمي را بر نمي تافتند. البته تاکتيک نبرد عوض شده بود و با رويکرد فرهنگي درصدد اتحاد شيعه و سني و سران قبايل بلوچ برآمدند که امتداد اين رويکرد مي توانست در نهايت خنثي کننده نقشه هاي استعماري در عرصه تهاجم فرهنگي باشد. ايشان از آن روي در اين منطقه شهيد شدند تا «شهيد راه وحدت» لقب گيرند و از آنجايي که اين وحدت مي توانست مقدمه شکست دشمنان نظام باشد بنابراين اجر و مقام مضاعفي را به شهداي آن هديه مي نمايد.
نجاتي: سپاه نوک پيکان مبارزه با تهديدها و تهاجم هاي دشمنان و معاندان ايران اسلامي است بنابراين سردار شوشتري به اقتضاي نياز اين بخش از کشور، در منطقه حضور يافتند و در نهايت به فيض عظماي شهادت نائل گشتند.
مقدم: بعضي ها اين گونه القا نموده که شهادت سردار شوشتري و محمدزاده و... در سيستان و بلوچستان نشان ناکارآمدي و ضعف سيستم دفاعي- امنيتي مي باشد اما بر خلاف اين نظريه، اين اقدام تروريستي ضعف مفرط جريانهاي معاند و گروههاي معارض را مي رساند. عمليات انتحاري در اوج ناجوانمردي و در يک عمليات غيرمستقيم ميدان رزم شکل گرفته آن هم در يک اجتماع فرهنگي که جداي از مقامهاي نظامي، سران قبايل و مردم خونگرم منطقه نيز حضور داشتند. همان گونه که سردار شوشتري آرزو داشتند، شهادت ايشان سرمنشأ رفع مشکلات و معضلات منطقه خواهد شد، اين را درک نموده بنابراين آرزو نمودند در اين منطقه شهيد گردند.

 


 

شهيد شوشتري در گفتگو با جانشين اسبق نمايندگي ولي فقيه در نيروي زميني سپاه: احياگران ارزشهاي اسلامي



اشاره: حجةالاسلام والمسلمين محرابي از همان ابتداي تشکيل سپاه خراسان تقريباً عهده دار نمايندگي ولي فقيه در سپاه هشتم ثامن الائمه(ع)، لشکر 5 نصر، قرارگاه ثامن الائمه(ع) و جانشين نمايندگي ولي فقيه در نيروي زميني سپاه بود. مي توان چنين استنباط کرد که تمامي يگانهايي که سردار شوشتري فرماندهي آن را بر عهده داشته، ايشان نيز مسؤوليت نمايندگي ولي فقيه را بر دوش مي کشيد. وي در حال حاضر سرپرست نظارت و بازرسي شوراي نگهبان در انتخابات دراستان خراسان رضوي مي باشد. متن زير چکيده اي از نظرات وي در وصف شهداي عمليات تروريستي اخير در شرق کشور بويژه سردار سرلشکر پاسدار شهيد شوشتري و سرتيپ پاسدار شهيد محمدزاده مي باشد که تقديم حضور مي شود:
***
حضرت علي(ع) در نهج البلاغه براي مسلمان واقعي ويژگيهايي را مطرح مي نمايند. هنگامي که آن حضرت مصائب اطرافشان را فرا مي گيرد و به واسطه خوارج و ساير مسلمانان ظاهرنما و کساني که دلشان با حضرت نيست غم بر ايشان مستولي مي گردد، ياد اصحاب واقعي خود مي افتند و گريه مي کنند. حتي تعبير آن است که در جمعي با دست به صورت مبارک زدند و در وصف پيروان راستين چنين گفتند:«وقتي به جهاد دعوت مي شدند با اشتياق زايدالوصفي حضور مي يافتند، قرآن تلاوت مي کردند و بنا داشتند تا قرآن حقيقي را حاکم نمايند. با بدعتها مبارزه مي کردند و تلاششان بر احياي سنن و ارزشهاي اسلامي استوار بود. حضرت مي فرمايند که آنها به رهبرشان اعتماد و تبعيت محض از ايشان دارند.
وقتي حيات امثال سردار شوشتري را زير ذره بين قرار داده، مي بينيم که در برهه کنوني مصداق بارز فرمايشات امام علي(ع) مي باشند. اينها مردان بزرگي بودند که مانندشان کم يافت مي شود. مقام معظم رهبري در تشريح خواص طرفدار حق آنان را به دو گروه دسته بندي مي نمايند. 1 - عده اي از خواص مادامي که دنيايشان با منافع مادي گره خورده باشد، در جبهه حق اند و در صورت هر گونه آسيب به منافع مادي از مواضع و آرمانهاي خود عقب نشيني مي نمايند. 2 - بعضي از خواص سري در ماديات نداشته و براي آنان در دفاع از آرمانها و ارزشها، حد و مرزي نمي توان قائل شد. در واقع اين دو سردار سرافراز مصداق بارز اين نوع از خواص بودند که در واقع از آرمانهاي انقلاب ذره اي عقب ننشستند.
من چندين سال از نزديک با سردار شوشتري حشر و نشر داشته، اما يک بار هم نديدم ايشان از مشکلات خصوصي و عمومي خود چيزي مطرح نمايند. به قول خود سردار شوشتري، شهدا در زمانشان طوري نبوده اند که نسبت به خانواده، مظاهر مادي و... دلبستگي هايي نداشته باشند؛ از قضا با توجه به معرفت ديني اين عزيزان عاطفه و محبت به خانواده قابل توجه بوده است، اما آنان پيماني داشتند بين دنيا و آخرت که در آن عهدنامه، آخرت را انتخاب نموده بودند. لذا هيچ وقت «خود»شان محور نبوده و تفاوت اصلي آنان نيز با سايرين همين مي باشد. جاي خالي اين شجاعان هرگز و به سهولت پر نمي شود. باز هم رجوعي به فرمايشات حضرت علي(ع) مي زنم. اين امام مظلوم مي گويند که نسبت به يک برادر و مسلمان ديني علاقه وافري داشته و وي در چشمم بسيار بزرگ ديده مي شد. در علت بزرگي اين مؤمن نيز مي فرمايند که چون دنيا پيش چشم وي کوچک جلوه مي نمود و به تعبيري آنان از زير سلطه شکم و بندگي شکم رهيده بودند. ببينيد! اينها مرداني استثنايي بودند. از اول انقلاب تفحص نماييد که ميزان استراحت سردار شوشتري چه ميزان بوده است؟. پر واضح است که ايشان دائماً در مأموريت و انجام رسالت و وظايف محوله بوده اند. جالب آنکه سردار شوشتري در تمام دوران دفاع مقدس حضور داشته و بلکه ايشان خود محل مأموريت هايشان را انتخاب نمي کردند بلکه هر جا نظام و فرماندهي کل قوا مشخص مي فرمودند با ميل و رغبت و در اطاعت پذيري محض حضور مي يافتند. حتي پس از جنگ براي ايشان عرصه نبرد تمام نشد و مانند خيلي از همسنگران به کانون گرم خانواده برنگشتند و زماني را در طول حيات ايشان نمي بينيم که در مجاهدت و مبارزه نبوده باشند.سردار شوشتري علاوه بر استعدادهاي شاخص نظامي در جبهه فرهنگي نيز کارآمد و ماهر بودند. من در زمان فرماندهي قرارگاه حمزه(ع) توسط ايشان از نزديک کارکردهاي فرهنگي سردار را ديده بودم. شبها به اتفاق ايشان ميان روستاهاي محروم منطقه مي رفتيم و جلسات متعدد همگرايي داشتيم. با اينکه قرارگاه يک قرارگاه نظامي است ليکن به ميان مردم عادي روستاها رفته و فعاليتهاي فرهنگي انجام مي دادند. به بيان ساده، تلاش در جهت علاقه مند کردن مردم به نظام جمهوري اسلامي و اعتمادسازي از راهبردهاي ايشان بود. اين بينش حتي در سيستان نيز ادامه يافت و ترور سردار دقيقاً متأثر از جديت و پايبندي و اثربخشي فعاليتهاي فرهنگي در جهت حفظ وحدت و افزايش اتحاد مردمي بوده است. معارضان و گروههاي معاند به سرعت متوجه شدند که اگر اين کارکردهاي فرهنگي ادامه يابد، پايگاه خود را از دست مي دهند و وجهه پوشالي آنها تخريب مي شود. آمريکا و انگليس بر خلاف قوانين متعارف بين اللملي اين بي آبرويي و فضاحت را با جان خريده و خود را در معرض آشکار مسؤوليتي قرار داده و ريسک نموده تا سرداران بزرگوار را به شهادت برسانند. امثال سردار شوشتري در خارج از بدنه سپاه خيلي نادرند. افتخار مي کنم که مدتها همکار اين بزرگوار بودم.
علاقه مقام معظم رهبري(دامت برکاته) به اينها را ببينيد. رهبر نظام دلبسته و شيفته اين سرداران بودند. امام(ره) نيز همين گونه لذا مي فرمايند:«اگر سپاه نبود، کشور هم نبود».
امام علي(ع) در جايي مردم را به چهار گروه و دسته تقسيم بندي مي نمايند.
عده اي اهل شرارت و فساد بر روي زمين هستند و کارشان تنها فساد مي باشد، عده اي نيز اهل فساد بوده اما چون استطاعت فساد نداشته هميشه مترصد مي باشند و تعدادي نيز اهل شر و فساد نيستند، اما دلباخته دنيا و وجاهت دنيوي مي باشند که براي رسيدن به آن حتي به دين و ارزشهاي ديني متمسک مي شوند. شعار ارزش گرايي مي دهند، اما هيچ وقت ارزش گرا نمي باشند. اما دسته آخرين همه چيزشان را براي رضاي خدا صرف نموده و از خيلي چيزها مي گذرند. گاهي تا بدانجا محروم شده که منزوي نيز مي شوند. هر جا که نياز باشد جهت دفاع از دستاوردهاي نظام و انقلاب حضور مي يابند و در نهايت نيز شهد شيرين شهادت را مي نوشند.
سردار سرلشکر نورعلي شوشتري و سردار سرتيپ محمدزاده مصداق بارز چنين افرادي مي باشند. ان شاءا... خداوند توفيق دهد ادامه دهنده راه اين بزرگواران باشيم و کمتر از شهادت زيبنده و برازنده آنان نبود که گوارا باد بر آنها! .

 


 

گفتگو با گزينشگر سردار شوشتري



آقاي روشنک، چهره شناخته شده اي در ميان رزمندگان و پاسداران خراساني به ويژه نيشابوري ها است. بسياري از شهداي پاسدار و اعضاي قديمي سپاه توسط ايشان گزينش شده اند که سردار شوشتري يکي از اين بزرگواران مي باشد. ايشان در گفتگوي کوتاهي با خبرنگار قدس به بيان ويژگيهاي سردار شوشتري پرداخته است.
... خيلي از استادان در جامعه ما يافت مي شوند که شاگردهايي را تربيت نموده، اما بعداً پاي درس شاگرد خود نشسته اند! . من يکي از همان افراد مي باشم که در سال 58 و در سپاه نيشابور سردار شوشتري را پذيرش نمودم. آن هنگام بنده مسؤول پرسنلي و عضو شوراي فرماندهي سپاه نيشابور بودم که لباس برازنده سبز پاسداري را بر تن سردار شوشتري نمودم. طولي نکشيد که سردار شوشتري فرمانده من شد و البته به فرماندهي ايشان نيز افتخار مي نمايم. آن هنگام با معرفي فرمانده وقت سپاه نيشابور ايشان گزينش شده و خيلي زود با اثبات شايستگي و لياقت به فرمانده گروهان سپس فرماندهي گردان و ظرف دو ماه به فرماندهي عمليات سپاه نيشابور ارتقا يافتند. غائله جنوب خراسان و حوادث گنبد در اوايل انقلاب نيز به دست توانا و با فرماندهي ايشان ختم به خير شد. سپس نيز حوادث کردستان به وجود آمد که ايشان به اتفاق شهيد بابا رستمي و شهيد دهنوي حماسه ها آفريدند. همه ما جنگ را پايان يافته تلقي نموده اما براي «نورعلي» جنگ پايان نيافت و من يادم نمي آيد که براي ايشان جنگ پايان يافته تلقي شود.
سردار شوشتري پدر معنوي پاسداران و رزمندگان خراسان به ويژه شهرستان نيشابور مي باشند و فرماندهي ارشد لقبي است که خود پاسداران به ايشان اعطا فرمودند. خالص ترين نيروهاي سپاه نيشابور تحت تأثير «نورعلي» رشد نموده و من هم خيلي زود با جان و دل فرماندهي ايشان را پذيرفتم. من غبطه مي خورم به مقام شامخ «نورعلي» و به ياد ندارم که ايشان حتي غيبت برادر مؤمني نموده باشد و متذکر مي شد که مبادا خانواده شهدا فراموش شوند. همسر مکرمه ايشان در واقع پدر فرزندان هم بودند زيرا سردار شوشتري هرگز پس از قطعنامه هم ماندگاري مشخصي در ميان خانواده نداشت. همين جمعه گذشته در جلساتي که با مهندس ترکان جهت طرحهاي عمراني سيستان و بلوچستان داشتيم از قضا «نورعلي» کفشهاي نويي خريداري کرده و آقاي سعيدي از بچه هاي قديم تخريب خراساني به شوخي به ايشان مي گفت که حاج آقا! کفش نو چرا؟! ما که بزودي شهيد مي شويم! . ضمناً به آقاي ترکان هم با مزاح گفتند که اين طرحها به جايي نخواهد رسيد زيرا سردار بزودي شهيد مي شوند! .
اما پس از گذشت چند روز فهميديم که خون سرخ سردار شوشتري و ساير شهدا سبب رويش بوستاني از لاله ها در منطقه کويري سيستان و بلوچستان خواهد شد و به کوري چشم دشمنان، به برکت خون اين شهيدان تغييرات شگرفي را در خود خواهد ديد. ان شاءا...


چند عکس منتشر نشده  و  جالب از سردار شهید سرلشکر شوشتری که از آرشیو کنگره بدست آوردم

تصویر اعطای اولین درجه سردار در  توسط فرماندهی معظم کل قوا

 آپلود عکس

 

  



|+| نويسنده :احمد فیاض |

آخرین نوشته ها
مدارس شاد! گمشده نظام آموزشی
ویژه سردار سرلشکر شهید شوشتری

از ماست که برماست!
غنی سازی محصولات غذایی با....!
طنز:خاطرات یک مرده از نظام بانکی!!!
پاسخی ساده بر سئوال مهم رای دهندگان به میرحسین موسوی پس از انقلاب 22 خرداد 88!
دوبس دوبس سید!
آجرك الله يا صاحب الزمان
پلشتی های شهر من!
آرشيو وبلاگ
آبان 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385