تبليغاتX
خنده نمکین خدا/یوسف زهراء
خنده نمکین خدا/یوسف زهراء
صفحه نخست
ایمیل مدیر
خنده نمکین خدا/یوسف زهراء

 

 

                                          

 

 

روزي همراه با دوستي در صحراي موجاوه قدم مي زديم كه چيزي را ديديم در افق مي درخشد.

 

 

هر چند راهمان سمت ديگر بود، اما مسيرمان را عوض كرديم تا ببينيم آن درخشش از چيست.

 

 به زحمت و مدت زيادي در زير آفتابي كه مدام گرمتر مي شد، راه رفتيم و تنها هنگامي كه به

 

 

آن رسيديم، فهميديم چيست.

 

                                             يك بطري خالي!!       


           

 

 

خسته و عصبي قصد برگشت كرديم، ولي چون هم توان نداشتيم و هم صحرا بسيار گرمتر شده

 

 

بود، تصميم گرفتيم قيد مسير اولمان را بزنيم.

 

 

با خودم فكر كردم: چندبار به خاطر درخشش كاذب در

 

 

راهي ديگر، از پيمودن راه خود بازمانده ايم؟!!!!!!

 

 

                                 « پائولو كو ئيلو »

                                 

 

                                         

نوشته شده توسط احمد فیاض در شنبه 31 تیر1385
لينك مطلب

 
 

                                 

هر روز صبح غزالي در آفريقا بيدار مي شود!

 

 

او نيك مي داند كه بايد تندتر از سريعترين شير بدود تا اسير او نشود!

 

 

هر روز صبح شيري در بيشه هاي آفريقا بيدار مي شود!

 

 

او نيك مي داند كه بايد سريعتر از غزال بدود تا از گرسنگي نميرد!

 

 

مهم نيست كه شير هستيد يا غزال!

 

 

بهتر است با طلوع خورشيد، دويدن را آغاز كنيد!

 

            

نوشته شده توسط احمد فیاض در شنبه 31 تیر1385

 

 

مردي زير رگبار باران در روستاي كوچكي راه

 

 

مي رفت كه ديد خانه اي در آتش مي سوزد.

 

 

 وقتي به آن نزديك شد، مردي را ديد كه در محاصره شعله ها، در وسط اتاق نشيمن نشسته بود.

 

 رهگذر فرياد زد:« هي خانه ات آتش گرفته!!

 

 

 

مرد پاسخ داد:« مي دانم!!

 

 

 

رهگذر متعجبانه پرسيد: خب! پس چرا بيرون نمي آيي؟

 

 

مرد پاسخ داد:« چون باران مي آيد.

 

 

 مادرم هميشه مي گفت:

 

 

 

« اگر در باران بيرون بروم، ممكن است سرما بخورم!!!»

 

 

 

              مكتوب اثر پائولو كوئيلو

 

 Taranehha groups

 

نوشته شده توسط احمد فیاض در شنبه 31 تیر1385

 

 

 بيا بيا بيا!! 

 

 

بيا كه تنها دلخوشي منتظران تو هنگام دلتنگي ياد تو و

 

 

 زمزمه دعاي فرج است، هر جمعه به انتظارت

 

 

 

 نشسته ايم تا بيايي و من براي آمدنت دفتري از

 

 

انتظار

 

 

گشوده ام! دنيا پر از نامردي است. مي دانم تو از من

 

 

 

مشتاق تر و بيتاب تري براي ظهور و من مانند هميشه

 

 

 

دعايت مي كنم

 

 

 

آن سفر كرده كه صد قافله دل همراه اوست

 

 

هر كجا هست خدايا به سلامت دارش

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط احمد فیاض در پنجشنبه 29 تیر1385

در دو جبهه

 

 

در هنگام جنگ جهاني دوم، روز

 

 يكي ازدوستان مارشال مونتگمري

 

به او اطلاع داد كه يكي از ژنرال

 

هاي پير آمريكايي كه در يكي از

 

جبهه هاي شما مي جنگد، به تازگي

 

با دختري جوان ازدواج كرده است.

 

 

مونتگمري كمي فكر كرد، سپس

 

گفت: بيچاره از امروز مجبور است

 

در دو جبهه بجنگد!

 

نوشته شده توسط احمد فیاض در پنجشنبه 29 تیر1385

Candleشرايط تماس با شبكه ملكوتي خداCandle

 

 Dazzlers

 

عرش الهي مركز بي نهايت شماره اي اتصال با آفريده ها است. هر

 

 

 كسي از هر جا و هر زمان و به هر زبان مي تواند با اين مركز، گفتگو

 

 

 كند. بي آنكه خطي روي خطي بيفتد. خدا در مركز ملكوتي دعا، هر

 

 

 لحظه آماده دريافت پيام «نياز» است. هفده ركعت نماز در پنج

 

 

 نوبت، كد تماس با خداست كه در عدد

 

«17-24434» خلاصه ميگردد

 

Candle

 

 

كسي كه روزي پنج مرتبه با او تكلم مي كند، از تنهايي در مي آيد،

 

كليم خدا

 

 

 مي شود و احساس بي پناهي نمي كند. خدا كه آن سوي خط

 

تماس

Candle

 

 است، دوست دارد در خوشي ها هم سراغ از او بگيريم، نه فقط

 

وقتي كه

 

 

 گرفتار مي شويم و به دردسرمي افتيم. بي معرفتي است كه

 

وقتي « مضطر» مي شويم از اورژانس« دعا» استمداد

 

Candle

كنيم و انتظار كمك فوري

 

 

 داشته باشيم. او هميشه گوش به زنگ ماست. مائيم كه گاهي

 

 

 

 

حوصله حرف زدن با او را نداريم. يا تماس و دعوت او را

 

 

بي جواب مي گذاريم. شيطان

 

 

 سعي مي كند در جبهه معنوي، رابطه ما با خدا را

 

 

قيچي كند، يا روي Candle

 

 

خط نيايش« پارازيت ريا » بيندازد. مكالمه ما با مركز،

 

 

نبايد قطع و وصل شود يا صداي خش خش داشته باشد! بايد

 

« ديش » رحمت گير را بر بام بلند نيايش

 

 

 نصب كنيم و دريافت كننده دل را روي طول موج

 

« اجابت » تنظيم كنيم، تا صداي استجابت دعا به گوش دلمان

 

برسد. 

 

اگر«امن يجيب » كه رمز اجابتCandle

 

 

 است نتوانست خط ما را با خدا مرتبط سازد، بايد

 

 

ديد كدام گناه و غفلت

 

 

 موجب قطع تماس شده است؟ گاهي قساوت دل

 

 

 و غذاهاي حرام و دوستان بد، در سيستم ارتباطي ما با خدا اختلال

 

Candleايجاد مي كنند و خطوط تماس را مي پوسانند و صدايمان

 

بخدا نمي رسد.

 

 

 

براي وصل مجدد خط، هم پرداخت هزينه لازم است

 

 و هم تعهد!!

 

 

 

هزينه اش توبه و استغفار و اصلاح و عمل صالح

 

است، تعهدش هم آن استCandle

 

 

 كه قول بدهيم از حلم، صبر و ستاريت خدا سوء

 

 

استفاده نكنيم، و الا هميشه

 

 

 در معرض خطر اختلال و قطع ارتباطيم!

 

 

 

گاهي تنها يك « يارب » خالصانه، يك آه برخاسته از

 

 

 دل، يك قطره اشك

 

 

 ندامت، يك دل شكسته و يك توسل بي ريا، ما را