(يك الف بعد هم سه تا نقطه) اين دعا، زود دستتان برسد
مي دهم آب با خودش ببرد، دست آن يار مهربان برسد
احتراماً ! به سقف خانه دل، يك شكاف عميق افتاده
از همين جا اميدوارم كه، دستهايم به آسمان برسد
من تقاضاي يك نظر دارم، نظرم غالباً موافق توست
اين كه كاري ندارد، آسان است؛ هركه بايد به ميهمان برسد
(يك الف- بعد هم سه تا نقطه) جمعه آمد، مسيح بفرستيد
احتراماً دوباره مي خواهم تا به اوضاع مردگان برسد
نامه ها، پشت نامه، اما او... وحده لااله الاهو!
با شما، هم عقيده ام، آري: كارد بايد به استخوان برسد
شنبه، يكشنبه و دوشنبه گذشت، رودها، نامه اي نياوردند
هرچه پرسيده ايم، بگذاريد، پاسخش دست ديگران برسد.
یار مهربانی دیگر!!
هفته های قبل که نبودم مصادف بود با سالروز تولد دختر بزرگم مائده که مطابق بدشانسی های بعضا سالهای قبل نتونستیم جشن تولدش رو بگیریم
. اما در اولین آپم بعد از غیبتم با تمامی احساس وجودی خود به آن یار مهربان می گویم
تولدت مبارک مائده جان
و بشنوید از زبان خودش
هفته های قبل!! جشن تولد 10 سالگی من بود
من در روز ۱۶ اردیبهشت به دنیا آمده ام ، اما
امسال طبق روال اغلب سالیان بد شانسی آوردیم و
هوا آلوده و وارونه شد و مدرسه ها تعطیل شد
و برای بچه ها سخت بود که بیایند . این بود که
گرچه امسال گفتیم با وارونگی هوا مسابقه بدیم و از اون جلو بزنیم اما وارونگی هوا در قالب هیاهوی ازدواج دایی ام چه بهانه ها که به دست مامان و بابای گلم نداد و خود بخوان دیگر حدیث مفصل از این مجمل!! .
پس تولدم مبارک!!!
مائده فیاض
نوشته شده توسط احمد فیاض در پنجشنبه 27 اردیبهشت1386