|
حرفهاي انتظار ؛ يوسف غايب ( روزنامه قدس- ۲۴/۳/۸۶)
| |
|
|
سلام بر تمامی دوستان
امروز قطعا جمعه نیست اما خب قسمت این بود که زودتر آپ کنم. دوستان عزیز می دونند که این وبلاگ متعلق به یک خانواده چهارنفره بود!! من، همسرم، مائده و فایزه(اونایی که زرنگند بخصوص خانوما مطلب رو گرفتند).
بله!! این وبلاگ یک عضو دیگه کوچولو هم به جمع خودش اضافه کرده که دیروز با لطف و عنایت خاص خدای تبارک و تعالی و همون دعایی که شما با خلوص نیت بر دلهای با صفایتان جاری ساختید، در نهایت صحت و سلامت پای بر عرصه ی گیتی نهاد. حالا علت گرفتاریهای آقای گرفتار رو درک کردید! ![]()
![]()
![]()
اینک سه تا وروجک داریم. مائده و فایزه و....! راستش پیشنهاد خودم این بود که اسمش رو فاجعه بذاریم! انصافا به هم می اومدند. مائده و فایزه و فاجعه!!!!(البته این مزاحی بیش نیست)
در نهایت با مشورت سایر اعضاء خانواده حتی فایزه جونم تصمیم گرفتیم اسمشو بذاریم هانیه!!.
چه خبره بابا!!! چرا می زنید حالا!! خیالتون راحت باشه!! این وبلاگ بطور یقین دیگر عضوی نخواهد داشت. دیروز قبل از عمل بیخود که انگشت دستمو سیاه نکردم! این عکسها هم در لحظات اولیه در بیمارستان امام حسین(ع) مشهد گرفتم و از آن جائیکه در غم و شادی حقیر شریک بودید ناجوانمردانه بود که در شادی این لحظات، شما رو سهیم نکنم. اما از اونجا ئیکه حقیر رگ و ریشه ای ژورنالیستی دارم و طبیعتا اطراف رو از این زاویه می نگرم در نهایت تاسف در فرهنگ غنی ایرونی و اسلامی خود باز هم رگه هایی از جاهلیت مدرن رو ملاحظه کردم. هنوز هم رگ و ریشه تفکرات واپس گرایانه ما قبل اسلام در سرزمین ما بیداد می کنه. وقتیکه پرستار دو دختر دیگه منو دید متعجبانه پرسید که خب ایشالله چهارمی پسر میشه دیگه! گویا به زعم خویش می خواست دلداری بده! و یهو یادش اومد که آه! نه شما که عمل بستن لوله ها رو داشتید! خب! ایرادی نداره! شکر خدا همه سالمند و قص علی هذا!!
گفتم خانوم محترم! این خزعبلات چیه؟! من تا یک ماه قبل برای تشخیص جنسیت فرزندم اقدام نکرده بودم و پزشک متخصص همسرم در واقع در یک اقدام انجام شده به ما گفت که فرزندتون دختره. اصلا نمی خواستم شان خودم رو با چنین تفکراتی پایین آورده و بیان این جملات هم توهین بخودم می دونستم. و در نهایت به اون خانوم پرستار گفتم که من فرهنگی هستم و این تفکرات کذایی برایم محلی از اعراب نداره. من با دخترانم اوج یک زندگی شیرین مملو از عاطفه و محبت و مودت و دوستی و....... را تجربه می نماییم که از عهده ی شکر اون هم تاکنون بر نیامده ایم. و متاسفانه گویا باری سنگین از دوش آن پرستار محترم برداشته و فرمودند که آه! چه خوب!!
نمی دونم آموزه های دینی و ارزشی ما کجا به زمین می نشینه.
خدا به دختران مهربانتر است تا پسران ، هر کس زنی از خویشان خود را خشنود کند خدا در قیامت خشنودش نماید.
دختر حسنه است و پسر نعمت . حسنه ثواب دارد و از نعمت حساب می کشند.
کسی که دختری دارد ، نصرت و مدد و برکت و آمرزش خدا ، شامل حال او خواهد بود.
هرکس از بازار تحفه ای بخرد و برای خاندانش ببرد، گویا برای نیازمندان صدقه ای بوده است و باید قبل از پسران به دخترها بدهدزیرا آنکه ، دخترش را شاد سازد گویی یکی از فرزندان اسمائیل را آزاد کرده و آنکه پسر را شاد سازد گویا از ترس خدا گریسته است.
اینها گوشه ای از رهنمودهای دینی ماست که افتخار هم می کنیم.
![]()
![]()
![]()
