تبليغاتX
خنده نمکین خدا/یوسف زهراء
خنده نمکین خدا/یوسف زهراء
صفحه نخست
ایمیل مدیر
خنده نمکین خدا/یوسف زهراء

 

توجه!توجه!بنا به توصیه ی دوست عزیزمون جناب دژاکام خواهشمندم از وبلاگهای زیر دیدن فرمائید و در صورت امکان از هرگونه کمک ممکن دریغ نفرمائید. باور کنیم که لبیک به هل من ناصر ینصرنی مولایمان اباعبدالله الحسین(ع) نهفته در همین کمکهای کوچک بزرگ! است. اجرکم عندالله

http://ab_o_atash.persianblog.ir/

http://irancartoon.ir/news/archives/2007/10/post_1291.php

 

شطحی کوتاه از حقیر:چاپ روزنامه قدس ۱۹/۷/۸۶ ص آخر

http://www.qudsdaily.com/archive/1386/html/7/1386-07-19/page59.html

سلام بر تو اي عارف شهرا...! درود بر تو اي ذكر ماه خدا !مهدي جان!
طنين الوداع با رمضان طنين انداز شده است. باز هم فراق!... فراقي كه چون پاره اي آتش دل ما را مي سوزاند!... فراغي كه يادآور هجر توست! رمضان براي ما عين ظهور بود! تو را نزديكتر مي ديديم و با تو ذكر مي گفتيم! چه دلنشين با مؤمنان روزه دار همنوا مي شدي كه:«اللهم عجل لوليك الفرج!». تو اميد ما شده بودي آنگاه كه دستان مباركت را بر آسمان به دعا بر مي داشتي و تلاوت مي كردي: «يا علي و يا عظيم، يا غفور و يا رحيم!».
آقا! جانها فداي تو! هنگامي كه در نجواي سحري ات زمزمه مي كردي: «اللهم اصلح كل فاسد من امور المسلمين» و براي گنهكاران منتظرت طلب مي نمودي: «اللهم فرج عن كل مكروب!» و براي ما از درگاه خدا مي خواستي كه« الهي لاتؤدبني بعقوبتك و لاتمكربي في حيلتك...!!»
اي حجت خدا بر مؤمنان روزه دار! در واپسين روزها و شبهاي ماه خدا باز هم دل بي دستاويزي رهسپار حريم تو مي گردد و قلم بي بهانه براي تو مي نويسد. دل به واسطه فيض حضور تو صيقل يافته بود. نمي توانم هراس خود را در پس گذشت اين ماه پنهان نمايم كه شايد باز جا مانده قافله منتظران لقب گيرم و به دنبال بهانه اي براي نوشتن از تو باشم. باز هم مهربانانه برايمان دعا كن.
مولاي من آدينه 23 رمضان منتظرت بوديم كه بيايي و در كنارمان باقي بماني و ديگر نروي.
                                                           * احمد فياض

                                                         

نوشته شده توسط احمد فیاض در پنجشنبه 19 مهر1386
لينك مطلب

 
این مقاله بصورت خلاصه تر در بخش فرهنگی ایرنا(۹/۷/۸۶) که آدرس اون رو هم پایین گذاشتم، درج شده است و  متن تکمیلی اون که تحویل بر و بچه های روزنامه دادم رو اینجا مطالعه فرمایید. امید است که هر چند کوچک اما گامی فرهنگی به جهت تقدیر و تشکر و ارائه ی الگوهایی پنهان برای آشکار سازی و تشویق دیگران انجام داده باشیم. احمد فیاض
 

گرچه بهانه ی  نگاشتن در مورد شاعره ای جوان از جنس «تعهد» به مطالعه آخرین شعر ایشان در صفحه ی هنر روزنامه قدس بازمی گردد اما شاخص ترین دلیل را، حضور این  شاعره ی نام آشنای معاصر یعنی  « نغمه مستشار نظامی» در محفل انس شعراء با مقام معظم رهبری یافتم. وی با قرائت شعری با مضمون مهدویت(عج) اولین اظهار نظر مقام معظم رهبری را درباره ی شعر جوان در این محفل روحانی برانگیخت.

گاهی اگر با ماه صحبت کرده باشی

از ما اگر پیشش شکایت کرده باشی

گاهی اگر در چاه مانند پدر آه

اندوه مادر را حکایت کرده باشی....

....در سالهای سال دوری و صبوری

چشم انتظاری را شفاعت کرده باشی

حتی اگر بی آنکه مشتاقان بدانند

گاهی نمازی را امامت کرده باشی

یا در لباس ناشناسی در شب قدر

از خود حدیثی را روایت کرده باشی

یا در میان کوچه های سرد و تاریک

نان و پنیر و عشق قسمت کرده باشی

پس بوده ای و هستی و می آیی از راه

تا حق دلها را رعایت کرده باشی

پس مردمکهای نگاه ما عقیمند

 تو بوده ای بی آنکه غیبت کرده باشی!

 

 مقام معظم رهبری پس از استماع این سروده  فرمودند:«واقعا شعر جوان ها خوب شده است» (خراسان/ص7:7/7/86)

البته این مقال محل پردازش و یا نقد ادبی آثار وی نیست که  در جای خود توسط  اهل فن نقد و بررسی می شود .  « نغمه» را همانند سادگی، صداقت و شاعرانگی نهفته در اشعارش که فاقد پیچیدگی های تصویری همراه با رعایت ارتباط عمودی است، بخوبی می شناسیم. به بیان ساده وی متولد1360، فوق لیسانس منابع طبیعی از دانشگاه تهران با قالب غزل و شعرهای نیمایی و آیینی و اهل کرج با بیش از 300 لوح تقدیر و تشویق می باشد که اثار مکتوبی  مانند «رد پای روشنی» و «یک جرعه سیب» از انتشارات بعثت و«در طالعت ستاره زیاد است، نه ماه» و «هزار و چهارصد و بیست سال پس از طوفان» و «ماهی های ناآرام» و...از وی منتشر شده است. غایت مطلب اثبات نظریه ای است که می گوید« مردمکهای نگاه جامعه عقیم نیست» و اجتماع انقلابی، شاعر متعهد را بخوبی می شناسد و او را ستایش می کند. حضرت آیت الله خامنه ای(مدظله العالی) نیز در این محفل معنوی، جامعه را به تجلیل و تکریم شاعران جوان و آینده دار ترغیب فرموده و آن را ضروری دانسته اند و خاطرنشان می نمایند شعرِ شعراي جوان ما، حقيقتا از برخي آثار ادبي و شبه ادبي بي توجه به اسلام و انقلاب بالاتر است لذا شايسته است از آنان تقدير و اشعارشان گردآوري و منتشر شود.»

****************

-       چه بسا تاکنون از زوج های هنری و ادیب و شاعرانی با رابطه ی والد و مولود و یا خواهر و برادر و یا همسر و... شنیده اید که در آسمان ادبیات و شعر پارسی چون ستاره ای درخشیده اند اما بطور قطع دانستن از خانواده ای که تمامی اعضایش با قالیچه ای از جنس «تعهد دینی» و «بینش مذهبی» و « شعور اسلامی/ایرانی» بر آسمان ادبیات و شعر فارسی به پرواز درآمده اند، حلاوتی دگر دارد. رخدادی غریب و طرحی نو که در این خانواده تجلی یافته و مایه ی مباهات و «الگویی پنهان» برای هر خانواده ایرانی می باشد.

 وقتی سراغ یک یک اعضاء خانواده  می روی همه از نقش بی بدیل و ناب « مادر» در این رشد فرهنگی بعنوان تنها مهندس فرهنگی خانواده حرف به میان می آورند. حتی پدر خانواده که خود نیز کارشناس ارشد ادبیات انگلیسی است و مترجم اثار و قطعات ادبی انگلیسی می باشد سخن از « مادر» به میان می آورد. مادری که از قضا خود نیز معلم بازنشسته و مولود خانواده ای ادیب و فرهنگی و شاعر!! است  گرچه هنوزه نیز تدریس می نماید اما با خلق اثار شاعرانه خود، زمینه ساز رشد و تعالی ادبی و هنری فرزندانش می گردد. جالب است بدانید که علاوه بر خانم فریبا احیاء(مادر) و نغمه مستشار نظامی، تنها فرزند پسر این خانواده نیز شعر می سراید و آثاری را البته در مقیاسی کوچکتر در کارنامه خود دارد. به تعبیری « نغمه مستشار نظامی» تنها حرفه ای ترین شاعر خانواده است که به مدد مساعدتهای بی دریغ سایر اعضاء و در پناه آموزه های تربیتی نشئت گرفته از تعالیم ارزشمند دینی توسط «مادر» به خلق اثار ادبی می پردازد و خود را مدیون و مرهون این حمایتهای پیدا و پنهان می داند.

 

-       نغمه مستشار نظامی احساس خود را پس از قرائت شعر مهدوی(عج)  در بیت مقام معظم رهبری اینچنین بیان می نماید: «حضور ایشان (حضرت مهدی)(عج) را در اینجا بیشتر احساس می نمایم!.» او به سرودن شعر برای اهل بیت و همچنین ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی ایران مباهات می کند. فریبا احیاء در توصیف مسیر تربیتی فرزندان به ویژه « نغمه» ناگفته های شنیدنی دارد که خواندن آن خالی از لطف نیست. وی می گوید:« شب ارتحال حضرت امام خمینی(ره) شب تا صبح به اتفاق بچه ها بیدار بوده و به دعا جهت سلامتی امام(ره) اهتمام داشته ایم. پس از اعلام خبر ارتحال آن رهبر فرزانه با پوشاندن لباس مشکی بر تن فرزندان رهسپار مصلی شده و در مراجعت به منزل اولین پیوند عملی نغمه با ولایت تجلی می یابد و وی اولین شعرش را در رثای امام(ره) اینگونه می سراید:

«آن شب به هنگام سحر            وقتی که زد پروانه پر

                                                                         روح بلنــد مردمــــــــان             پر زد بسوی آسمان»

 

 نغمه  در آن مقطع محصل دوم دبستان بود!». وی می افزاید: « در هنگام تولد نغمه من یک بار قرآن را دور کرده و به وفور دعا می خواندم». خانم احیاء موکدا از نقش دعای جوشن کبیر که زیاد می خواند، یاد می کند و از ایامی که همسر ایشان در جبهه به دفاع از کیان و نظام جمهوری اسلامی مشغول بوده بعنوان عاملی در جهت رشد معنوی و شکوفایی بینش مذهبی فرزندان نام می برد. آقای مستشار نظامی سابقه ی 7 الی 8 ماه حضور در جبهه های نبرد حق علیه باطل حضور را دارا می باشد.

ایمان مستشار نظامی در قطعه ی ادبی « لب به غذا نمی زنی تا صلاه ظهر!» به زیبایی، نقش معنوی و تربیتی والدین را به قلم می آورد.

 

«   دست به ریشش کشید. ((می‌دونم اهل دروغ نیستی اما یادت باشه دروغ نگو!، به مامانت کمک کن و خدا رو تو همه چی، شکر کن که روزه‌ات رو قبول کنه!».

     سخت بود که قندان‌ها را پر کنی و ناخنک نزنی، نزدم!. سخت بود، حلوای مامان بزرگ را مزمزه نکنی، نکردم!. فقط وسط بازی با امیرِ آقا‌رضا اینا از شیر لب حوض یک قلپ آب خوردم که یادم افتاد روزه ام و قورت داده نداده به سرفه افتادم. خاله مهسا با عجله آمد، که من را نجات دهد و پای خودش پیچ خورد!

  سخت بود که همه این‌ها انجام شود اما سر نماز ظهر از خستگی خوابت ببرد.  نمازظهری که ذکرش را کنار جانماز طوسی‌ات (خود مادر) با صدای گرم و فصاحت زبان و تلفظ صحیحش برات می‌خواند؛ آروم آروم و تو تکرارش می‌کردی...

جانماز را دارم هنوز. پیش خودتان باشد گاه پایش گریه هم می‌کنم!!. عجیب سبکت می‌کند. انگار صدای حاجی و نفس گرمش، تموم یاس‌های مادربزرگ، بیست تومان هدیه عیدت که تو همین جانماز بهت می‌رسید سر نماز اول بعد عید... همه و همه با هزار هزار بوی دست‌های کوچکی که راه آسمان را بهتر از همیشه بلد بودند هنوز آسمانه‌ترین نمازهای زمینی را می‌طلبد. بی‌ریاترین‌‌هاش را!.»

 

#  مایل بودم در خاتمه خوانندگان محترم را با نمونه هایی از اشعار اعضاء خانواده مستشار نظامی همراه سازم که به جه طولانی شدن مطلب  از حوصله این نوشتار خارج می باشد اما نمونه ای  از سروده های شاعره ی ارجمند خانم نغمه مستشار نظامی به مناسبت ایام سوگواری  شهادت مولای متقیان حضرت علی(ع) تقدیم حضور می گردد.

 

نماز صبح بود و سجده باراني تر از هر وقت

زمين وآسمان را سرخ ديدم،وقت طوفان است

 

ترك برداشت ديوار زمين از لرزش كوفه

كه فصل اول از زلزال طولاني قرآن است

 

ترك برداشت فرقي...فرق دارد اين ترك اين بار

ترك... نه اين شكاف سرخ مرز كفر و ايمان است!

 

شب قدر است و قدرش را علي داند كه مي داند

                               يك امشب تا سحر را در حصار خاك مهمان است  !(نغمه مستشار نظامی)

 

*****

 

نخلهاي كوفه

 

 

كوچه هاي ساكت كوفه به نام نخلهاست

ابن ملجم در كمين پشت تمام نخلهاست!

 

ماه،تنها ماه باقي مانده از شبهاي قدر

همچنان تنها چراغ پشت بام نخلهاست

 

يك نفر در چشمهايش آسمان در جزر و مد

مي رسد پژواك هر گامش سلام نخلهاست

*

مي رسد در چشمهايش آسمان در جزر و مد

در صدايش لحن زيباي اذان در جزر و مد

 

موج در موج نگاهش عارفان و عاشقان

بي زمان و بي مكان و بي نشان در جزر و مد

 

ناگهان شمشير بالا رفت ،پيغامي رسيد

سجده كن،فزت و رب...قرآن بخوان در جزر و مد!

 

*

ناگهان شمشير بر فرق زمين آمد فرود

ماه در محراب كوفه غرق خون،محو سجود

 

لحظه ديدار نزديك است يا بنت نبي

لحظه ديدار نزديك است اي ياس كبود

 

مي رود آهسته آهسته به سوي نخلها

آنكه مانندش نخواهد آمد و هرگز نبود

 

*

نخلهاي كوفه امشب بي قراري مي كنند

                               كوچه هايش تا قيامت سوگواري مي كنند! (نغمه مستشار نظامی)

*********

گل داد بذر سجده و دنيا دو نيمه شد

وقتی که فرق حضرت مولا دو نيمه شد

شمشير آب ديده به دريا نمی رسد

سحر عصا کجاست که در يا دو نيمه شد؟

در انتظار زائر تنها و خسته اش

قبر غريب حضرت زهرا دو نيمه شد!

پشت درختهای دو عالم خميده باد

وقتی تن تناور طوبی دو نيمه شد!

انگار ذکر سجده مولا عوض شده

سبحان رب... فزت...و اعلی...دونيمه شد

شب زوزه می کشيد و دل تنگ عاشقان

با رای اکثريت آرا دو نيمه شد-

نيمی ميان کوفه و نيمی که سالهاست

در امتداد غيبت کبری دو نيمه شد

خون بر خطوط کوفی محراب سجده کرد

                                فرقی دو نيمه...وای نه دنيا دو نيمه شد!(نغمه مستشار نظامی)

 یازده مهر سالروز تولد یکی از شیرین ترین میوه های حیاتم و شکوفه های بهاری زندگی ما می باشد. البته به جهت تقارن با ۲۱ ماه مبارک رمضان نتوانستم در شان دخترم برایش بنویسم و پست بگذارم. فقط اکفتا می کنم که:تولدت مبارک

 

نوشته شده توسط احمد فیاض در دوشنبه 9 مهر1386
لينك مطلب

 
 کربلای جبهه ها یادش بخیر!!
* سيروس عبدي
سينه چو برگ باد خزان  خورده بي  تپش
از شاخه  ي طراوتش افتاد و بعد خش!
اينك صداي خرد شدن زير پاي درد
اينك صداي  آمدنِ فصلِ بي تپش




اجزاي هستي  اش به تفاهم نمي  رسند
درياي روح، بركه ي  تن، جوشش و جهش
هر لحظه بي  قراري روحي اسير تن
هر لحظه در مجادله، تشويش و كشمكش
چيزي شبيه پاسخ ِ يك دعوت بزرگ
چيزي شبيه رابطه ي  كوشش و كشش
***
انگار نطفه ي  دل اين مرد را خدا
با دستهاي سبز خودش داده پرورش
انگار از تحملِ ايوب خارج است
زخمي  كه سوخته نفسش را بدين روش
***
اي عاشق شكسته چه زيبا نشسته است
لبخند بر لبانِ تو از سال شصت و شش
فردا تو را براي خدا هديه مي  برند
آنوقت از شميم بهشتي نفس بكش!

عکس از احمد فیاض
 

باز باران
با ترانه
با گوهر هاي فراوان
مي خورد بر بام خانه

من به پشت شيشه تنها
ايستاده
در گذرها
رودها راه اوفتاده

با دوپاي کودکانه
مي پريدم همچو آهو
مي دويدم از سر جو
دور مي گشتم زخانه

مي شنيدم از پرنده
داستانهاي نهاني
از لب باد وزنده
راز هاي زندگاني

بس گوارا بود باران
وه! چه زيبا بود باران
مي شنيدم اندر اين گوهرفشاني
رازهاي جاوداني، پند هاي آسماني

"بشنو از من کودک من
پيش چشم مرد فردا
زندگاني - خواه تيره، خواه روشن -
هست زيبا، هست زيبا، هست زيبا!"

... با گامهای مستحکم دخترکی شیطون، بر برگ فرش شکننده پاییزی جهل! همراه پژواک قارقار کلاغی نادان!، بهاری! آغاز می شود که سبزاندیشی را به او هدیه می نماید.

اولین قدومت در عرصه ی کسب علم بر تو مبارک باد!

نوشته شده توسط احمد فیاض در دوشنبه 2 مهر1386
لينك مطلب


  • منوی سایت
  • صفحه نخست
  • پست الکترونيک
  • خانگي سازی
  • ذخيره كردن صفحه
  • اضافه به علاقه منديها

  • درباره وبلاگ
  • وقتی آدم توی سن 37 سالگی بازنشسته یک ارگان مقدس بشه با کلی انرژی طبیعتا نوشته هایش سر از خیلی جاها درمیاره!. خیلی جاها که نه البته! چرا اون ور آب رو تماشا می کنید؟! باور کنید خودی هستیم! روزنامه قدس بیشترین ضربه و آسیب رو از نوشتجات من می خوره و همیشه صبوری دوستان روزنامه قدس رو تحسین می کنم!. گهگاهی هم کیهان و سایر سایت های خبری اعم از ایرنا و رجانیوز و الف و..... هم از ترکش نوشتاری من مصون نبوده و ....
    خب! حالا بگید خبرنگاری و نویسندگی آزاد! هرچی می خواین بگین! می نویسم چون نمی خواهم در دنیای پس از بازنشستگی فسیل شوم. آنهم در عهدی که فسیلزدگان مدرن، چون کبک زمستانی سر بر برف فرو برده و بدنبال فسیلهایی می گردند که زمانی مارک مدرنیزه بر پیشانی آنها خودنمایی می کرد.
    احمد فیاض/ متولد 1350 با تنها داراییهای حیاتش همسر و سه دختری که مایه ی رحمت و برکت زندگی اش می باشند در این کلبه ی وبلاگی منتظر قدوم سبز و مبارک شماست و البته پذیرای نقد وپیشنهادات گهربار شما!
  • آرشیو موضوعی
  • نویسنده
  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه

  • آمارسایت
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin


    Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

    Add to Technorati




    کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    All Rights Reserved 2008-2010 © by rahill20.blogfa.com

    Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM