روزنامه محترم خراسان در آخرین ویژه نامه طنز «جیم» که هر پنج شنبه ضمیمه روزنامه بر پیشخوان دکه ها قرار می گیرد، به بهانه هفته کتاب و کتابخوانی کاریکاتورهایی را به تصویر کشانده است. در یکی از این تصاویر طنز، الاغی نشان داده می شود که کتابی تحت عنوان مبانی فلسفه را در دست دارد! و تیتر آن از این قرار است:« خلاصه اینکه، اگر کتاب هدیه می دهید، به سطح سلیقه ی دوستان توجه داشته باشید!
آنهایی که اندک تجربه ای در بخش فرهنگ و حوزه به ویژه در مشهد مقدس دارند بخوبی از مباحث نظری بین مراجع و علماء و اختلاف سلیقه های موجود در زمینه فلسفه آگاهی دارند. به ویژه که یکی از همین مراجع عالیقدر در دو هفته ی قبل و در حین افتتاح دفتر خبرگزاری رسا در مشهد خواستار ارتقای جایگاه فلسفه در حوزه علمیه خراسان شده اند.
از طرفی به بنظر می رسد در هفته پاسداشت کتاب و کتابخوانی قرار دادن یک کتاب خوان را درقالب شکل و شمایل الاغ به هیچ عنوان زیبنده و در شان هم خراسان و هم مخاطبین محترم این رسانه نباشد.
البته برداشت از مجموعه های طنز و کاریکاتور آزاد می باشد اما از روزنامه ای وزین و ارزشی نظیر خراسان که قطعا به این حساسیت واقف می باشد، خلق چنین طنزی بعید و دور از انتظار است. به ویژه جای سئوال است که در میان هزاران عناوینی که می توانست بر روی کتاب مذکور نقش بندد چرا از عنوان مبانی فلسفه با توجه به حساسیت های موجود بهره جسته است؟. گر چه پشتوانه ارزشی و متعهدانه مدیرمسئول و سردبیر و دیگر نویسندگان این روزنامه کهن دیار خراسان سبب می شود شائبه نگاه توهین آمیز و هتاکانه خالقین این اثر که می توانست جنجال برانگیز باشد، بیرنگ شود اما از دوستان مسئول در این جریده ی وزین توقع می رود تا با لحاظ قواعد حرفه ای و آگاهی از حساسیت های حوزوی و احترام به شعور و آگاهی مخاطبین خود(که البته تاکنون نیز توسط این رسانه تداوم داشته است و بعنوان قدیمی ترین روزنامه منطقه ای جای سپاس و تقدیر دارد) موجبات اعتلا و رشد رسانه ای خود را بیش از بیش فراهم نمایند. لذا می توان این مجموعه را تنها یک خطا و اشتباه رسانه ای سهوی و کج سلیقگی مطبوعاتی قلمداد کرد و انتظار می رود در آینده با کسب تجارب اینچنینی تکرار نگردد.
والسلام
احمد فیاض
اما مطلب دوم با عنوان توفانی که بی خبر آمد!
درج در روزنامه قدس صفحات خراسان امروز/یکشنبه-۲۷/۸/۸۶
برای فهم بهتر نوشتار ذیل کافیست اندکی در تاریخ فوتبال مملکت به عقب رویم. قطعا فوتبالدوستان بالاخص طرفداران گروه آبی، اولین دوره ی لیگ برتر آزادگان که تیم استقلال با سرمربیگری منصور پورحیدری نماینده ایران در آخرین دوره جام باشگاههای آسیا قرار گرفت را به خوبی بیاد می آورند. در آن فصل استقلال، هم در لیگ ایران وهم در جام باشگاههای آسیا بسیار موفق عمل کرد وپس از حضور در جمع چهار تیم پایانی جام باشگاهها در لیگ ایران نیز به جام قهرمانی بسیار نزدیک شده بود. پس از کش و قوسهای فراوان کنفدراسیون فوتبال آسیا میزبانی دور پایانی رقابتهای باشگاههای این قاره را به تهران داد تا همگان بخت نخست قهرمانی در آسیا را به استقلال بدهند.همه چیز مهیا بود تا پسران آبی برای سومین بار قهرمان آسیا شوند.استقلال در بازی نیمه نهایی باید به مصاف ال جی کره جنوبی میرفت .دو روز قبل از بازی،سازمان هوا شناسی ایران اعلام کرد به احتمال تهران، روز بازی استقلال وال جی شرایط نامساعدی را به لحاظ جوی سپری خواهد کرد.مسئولان ومربیان استقلال به این قضیه اهمیت چندانی ندادند اما در همان زمان تیم کره ای چه در کشور ش وچه در ایران در زمینی که به وسیله خودشان مملو از آب شده بود! تمرین میکرد. این تمرین فنی تنها بخاطر پیش بینی هواشناسان کره ای از چند هفته قبل مبنی بر بارندگی شدید در آسمان تهران در روز بازی! صورت می گرفت.روز بازی فرا رسید وهمانگونه که اعلام شده بود باران شدیدی به باریدن گرفت .بازی در بدترین شرایط برگزار شد ودر نهایت استقلال دو بریک مغلوب حریف کره ای خود شد تا از راه یافتن به بازی فینال ودر نهایت قهرمانی باز بماند. آن روز تمام استقلالیها به بخت بد خود لعنت فرستادند که چرا روز بازی باید این اتفاق می افتاد.
اما اگر استقلال هم مانند حریف حرفه ای خود، تمرین میکرد به راحتی در ورزشگاه آزادی مغلوب نمی شد. تردید در پبیش بینی سازمان هواشناسی که البته در دو روز قبل! و تفاوت آن با اعتماد کره ای ها به پیش بینی هواشناسی کشور خود ولو از چندین هفته قبل، یکی از ناکامی های اصلی استقلال را رقم زد.
****************
اگر شما نیز به آرشیو جراید و رسانه ملی سری زده ملاحظه خواهید کرد که از ابتدای هفته قبل تمامی نقشه های آینده نگر سازمان هواشناسی، هوای آرام با وزش باد را در ایام میانی هفته پیش بینی کرده بود. اما ساکنین مناطق شمالی و شمال شرقی کشور به ویژه در کلان شهر مشهد الرضا(ع) ضمن غافلگیرشدن، با توفانی مواجه شدند که سرعت آن بین 50 تا 100 کیلومتر در ساعت متغییر بود. این پدیده جوی در شهر مقدس مشهد با حدود سه و نیم میلیون جمعیت بخاطر ویژگیهای خاصش(شن و خاک) که بینظیر بود خوشبختانه در ساعات پایانی شب رقم خورد. توفان خاک و آلودگی شدید هوا که تنفس را حتی در منازل مختل نموده موجب بیم و هراس شهروندان گردید و آن شب را ساکنین در نگرانی و اضطراب به صبح رسانیدند. این توفان که بنا بر گفته مدیر کل هواشناسی خراسان شمالی غیر قابل پیش بینی!! بود خسارتهای معمول در تندبادهای اینچنینی را برجا گذاشت که می توان به شکسته شدن درختان، تخریب خودروها، آسیب به تاسیسات برق و قطع برق، خسارت به عشایر، ریزش اسکلتها و سازه های نامستحکم ساختمانی و تابلوها، سقوط منابع آب و دیشها و آنتن های تلویزیونی از پشت بام ها و...... اشاره نمود. البته این خسارات و آسیبها خوشبختانه در حد معمولی و طبیعی با توجه به گستردگی توفان در مناطق مذکور توصیف شده است. اما فرض کنید اگر این تندباد در کلان شهری مانند مشهد در ساعات پیک رفت و آمد شهروندان یعنی حدود سه ساعت زودتر شهر را در می نوردید آیا مصیبتی با قابلیت تبدیل به فاجعه را به نظر شما رقم نمی زد؟. گرچه طبق روال همیشه آمار دقیقی از خسارتهای جسمی و روحی شهروندان مرتبط با این تندباد در دست نیست اما در گفته های اغلب شهروندان اختلال در تنفس حتی در منزل موجب تشویش خاطر شده و احتمالا شهروندانی به همین دلیل سر از مراکز درمانی و اورژانسی مشهد درآورده اند. تصدیق می فرمائید که «فاجعه» واژه ای کاملا منطقی بنظر می رسد. فاجعه ای که در صورت رخداد این تندباد در ساعت پیک تردد،هزاران شهروند عابر در سطح شهر را محاصره و تهدید می نمود. تکلیف هزاران بیمار مبتلابه آسمی، تنفسی، قلبی و حتی سرماخورده به ویژه کودکان و خردسالان و نیز سالمندان در آن هنگام چه می شد؟ آیا براستی چشم و گوش و دهان توان مقابله با آن توفان سهمگین شن و خاک را درخود می دید؟ درآن صورت با موج گسترده تصادفات، شکستگی های ناشی از زمین خوردگی بخاطر کوری دید، بروز عارضه های ریوی و قلبی، صدمات وارده به چشم با اجسام معلق در هوا و...... چه واکنش سریعی می توانستیم اعمال نماییم؟ باور کنیم توفانی که از اردبیل شروع و به مناطق شمالی و شمال شرقی منتهی گسترش یافته غیر قابل پیش بینی می باشد؟ در حالیکه باشگاهی در کره از یک ماه قبل جهت برگزاری یک بازی فوتبال در کشوری دیگر با هزاران کیلومتر بعد مسافت تمرینات ویژه ای را مدنظر قرار می دهد چرا ما قادر به پیشگویی توفان در درون کشور خود نمی باشیم؟. قطعا در صورت آینده نگری و پیش بینی لازم علاوه بر آمادگی مردمی، دستگاه ها و ستاد حواث غیرمترقبه نیز با آمادگی بیشتری به استقبال از این پدیده جوی می روند که تجربه آن را در توفان «گونو» شاهد بودیم. به ویژه که توفان مشهد و سرخس با آن شرایط خاص (خاک و شن که چون امواجی بر پیکره ی سازه ها می خورد و مانع دید حتی تا چند متری نیز شده بود) زمینه و بستر ایجاد فاجعه و خطر را در کلان شهری مانند مشهد دارا بوده که البته این جدای از آسیبهای تاسیساتی و سازه ای است و منظور تشدید و یا تشکیل و عوارض تنفسی، بینایی، گوش و حلق و بینی، قلبی و... مورد نظر می باشد. لذا لازم است تا کلیه ی مدیران محترم به ویژه اعضای محترم ستاد حواث غیرمترقبه شهری و استانی نظر به همین تجربه اقدامات پیشگیرانه را در آینده بکار گیرند. در این زمینه نقش موثرسازمان هواشناسی را که الحق و والانصاف تاکنون نیز منشاء خدمات عدیده ای بوده قابل کتمان نبوده و نیست و با پیش بینی صحیح و اطلاع رسانی به موقع حتی تا دقایقی قبل نیز می توان از بروز خسارات بیشتر و سهمگین تر جلوگیری نمود. چرا که توفان مانند زمین لرزه غیر قابل پیش بینی نیست و در ابعاد جهانی به راحتی و با استفاده از علم روز و تکنولوژی می توان به آسانی پیش بینی و آینده نگری نمود.


