تبليغاتX
خنده نمکین خدا/یوسف زهراء
خنده نمکین خدا/یوسف زهراء
صفحه نخست
ایمیل مدیر
خنده نمکین خدا/یوسف زهراء

 
ابتدا نقدی بر کاریکاتور روزنامه خراسان
درج در رجانیوز- ۲۶/۸/۸۶
 
 

روزنامه محترم خراسان در آخرین ویژه نامه طنز «جیم» که هر پنج شنبه ضمیمه روزنامه بر پیشخوان دکه ها قرار می گیرد، به بهانه هفته کتاب و کتابخوانی کاریکاتورهایی را به تصویر کشانده است. در یکی از این تصاویر طنز، الاغی نشان داده  می شود که کتابی تحت عنوان مبانی فلسفه را در دست دارد! و تیتر آن از این قرار است:« خلاصه اینکه، اگر کتاب هدیه می دهید، به سطح سلیقه ی دوستان توجه داشته باشید!

آنهایی که اندک تجربه ای در بخش فرهنگ و حوزه به ویژه در مشهد مقدس دارند بخوبی از مباحث نظری بین مراجع و علماء و اختلاف سلیقه های موجود در زمینه فلسفه آگاهی دارند. به ویژه که یکی از همین مراجع عالیقدر در دو هفته ی قبل و در حین افتتاح دفتر خبرگزاری رسا در مشهد خواستار ارتقای جایگاه فلسفه در حوزه علمیه خراسان شده اند.

 

 

از طرفی به بنظر می رسد در هفته پاسداشت کتاب و کتابخوانی قرار دادن یک کتاب خوان را درقالب شکل و شمایل الاغ به هیچ عنوان زیبنده و در شان هم خراسان و هم مخاطبین محترم این رسانه نباشد.

البته برداشت از مجموعه های طنز و کاریکاتور آزاد می باشد اما از روزنامه ای وزین و ارزشی نظیر خراسان که قطعا به این حساسیت واقف می باشد، خلق چنین طنزی بعید و دور از انتظار است. به ویژه جای سئوال است که در میان هزاران عناوینی که می توانست بر روی کتاب مذکور نقش بندد چرا از عنوان مبانی فلسفه با توجه به حساسیت های موجود بهره جسته است؟. گر چه پشتوانه ارزشی و متعهدانه مدیرمسئول و سردبیر و دیگر نویسندگان این روزنامه کهن دیار خراسان سبب می شود شائبه نگاه توهین آمیز و هتاکانه خالقین این اثر که می توانست جنجال برانگیز باشد، بیرنگ شود اما از دوستان مسئول در این جریده ی وزین توقع می رود تا با  لحاظ قواعد حرفه ای و آگاهی از حساسیت های حوزوی و احترام به شعور و آگاهی مخاطبین خود(که البته تاکنون نیز توسط این رسانه تداوم داشته است و بعنوان قدیمی ترین روزنامه منطقه ای جای سپاس و تقدیر دارد) موجبات اعتلا و رشد رسانه ای خود را بیش از بیش فراهم نمایند. لذا می توان این مجموعه را تنها یک خطا و اشتباه رسانه ای سهوی  و کج سلیقگی مطبوعاتی قلمداد کرد و انتظار می رود در آینده با کسب تجارب اینچنینی تکرار نگردد.

والسلام

احمد فیاض

 

اما مطلب دوم با عنوان توفانی که بی خبر آمد!

درج در روزنامه قدس صفحات خراسان امروز/یکشنبه-۲۷/۸/۸۶

برای فهم بهتر نوشتار ذیل کافیست اندکی در تاریخ فوتبال مملکت به عقب  رویم. قطعا فوتبالدوستان بالاخص طرفداران گروه آبی، اولین دوره ی لیگ برتر آزادگان که تیم استقلال با سرمربیگری منصور پورحیدری نماینده ایران در آخرین دوره جام باشگاههای آسیا  قرار گرفت را به خوبی بیاد می آورند. در آن فصل استقلال، هم در لیگ ایران وهم در جام باشگاههای آسیا بسیار موفق عمل کرد وپس از حضور در جمع چهار تیم پایانی جام باشگاهها در لیگ ایران نیز به جام قهرمانی بسیار نزدیک شده بود. پس از کش و قوسهای فراوان کنفدراسیون فوتبال آسیا میزبانی دور پایانی رقابتهای باشگاههای این قاره را به تهران داد تا همگان بخت نخست قهرمانی در آسیا را به استقلال بدهند.همه چیز مهیا بود تا پسران آبی برای سومین بار قهرمان آسیا شوند.استقلال در بازی نیمه نهایی باید به مصاف ال جی کره جنوبی میرفت .دو روز قبل از بازی،سازمان هوا شناسی ایران اعلام کرد به احتمال تهران، روز بازی استقلال وال جی شرایط نامساعدی را به لحاظ جوی سپری خواهد کرد.مسئولان ومربیان استقلال به این قضیه اهمیت چندانی ندادند اما در همان زمان تیم کره ای چه در کشور ش وچه در ایران در زمینی که به وسیله خودشان مملو از آب شده بود! تمرین میکرد. این تمرین فنی تنها بخاطر پیش بینی هواشناسان کره ای از چند هفته قبل مبنی بر بارندگی شدید در آسمان تهران در روز بازی! صورت می گرفت.روز بازی فرا رسید وهمانگونه که اعلام شده بود باران شدیدی به باریدن گرفت .بازی در بدترین شرایط برگزار شد ودر نهایت استقلال دو بریک مغلوب حریف کره ای خود شد تا از راه یافتن به بازی فینال ودر نهایت قهرمانی باز بماند. آن روز تمام استقلالیها به بخت بد خود لعنت فرستادند که چرا روز بازی باید این اتفاق می افتاد.
 
اما اگر استقلال هم مانند حریف حرفه ای خود، تمرین  میکرد به راحتی در ورزشگاه آزادی مغلوب نمی شد. تردید در پبیش بینی سازمان هواشناسی که البته در دو روز قبل! و تفاوت آن با اعتماد کره ای ها به پیش بینی هواشناسی کشور خود ولو از چندین هفته قبل، یکی از ناکامی های اصلی استقلال را رقم زد.

****************

اگر شما نیز به آرشیو جراید و رسانه ملی سری زده ملاحظه خواهید کرد که از ابتدای هفته قبل تمامی نقشه های آینده نگر سازمان هواشناسی، هوای آرام  با وزش باد را در ایام میانی هفته پیش بینی کرده بود. اما ساکنین مناطق شمالی و شمال شرقی کشور به ویژه در کلان شهر مشهد الرضا(ع) ضمن غافلگیرشدن، با توفانی مواجه شدند که سرعت آن بین 50 تا 100 کیلومتر در ساعت متغییر بود. این پدیده جوی در شهر مقدس مشهد با حدود سه و نیم میلیون جمعیت بخاطر ویژگیهای خاصش(شن و خاک) که بینظیر بود خوشبختانه در ساعات پایانی شب رقم خورد. توفان خاک و آلودگی شدید هوا که تنفس را حتی در منازل مختل نموده موجب بیم و هراس شهروندان گردید و آن شب را ساکنین در نگرانی و اضطراب به صبح رسانیدند. این توفان که بنا بر گفته مدیر کل هواشناسی خراسان شمالی غیر قابل پیش بینی!! بود خسارتهای معمول در تندبادهای اینچنینی را برجا گذاشت که می توان به شکسته شدن درختان، تخریب خودروها، آسیب به تاسیسات برق و قطع برق، خسارت به عشایر، ریزش اسکلتها و سازه های نامستحکم ساختمانی و تابلوها، سقوط منابع آب  و دیشها و آنتن های تلویزیونی از پشت بام ها و...... اشاره نمود. البته این خسارات و آسیبها خوشبختانه در حد معمولی و طبیعی با توجه به گستردگی توفان در مناطق مذکور توصیف شده است. اما فرض کنید اگر این تندباد در کلان شهری مانند مشهد در ساعات پیک رفت و آمد شهروندان یعنی حدود سه ساعت زودتر شهر را در می نوردید آیا مصیبتی با قابلیت تبدیل به فاجعه را به نظر شما رقم نمی زد؟. گرچه طبق روال همیشه آمار دقیقی از خسارتهای جسمی و روحی شهروندان مرتبط با این تندباد در دست نیست اما در گفته های اغلب شهروندان اختلال در تنفس حتی در منزل موجب تشویش خاطر شده و احتمالا شهروندانی به همین دلیل سر از مراکز درمانی و اورژانسی مشهد درآورده اند. تصدیق می فرمائید که «فاجعه» واژه ای کاملا منطقی بنظر می رسد. فاجعه ای که در صورت رخداد این تندباد در ساعت پیک تردد،هزاران شهروند عابر در سطح شهر را محاصره  و تهدید می نمود. تکلیف هزاران بیمار مبتلابه آسمی، تنفسی، قلبی و حتی سرماخورده به ویژه کودکان و خردسالان و نیز سالمندان در آن هنگام چه می شد؟ آیا براستی چشم و گوش و دهان توان مقابله با آن توفان سهمگین شن و خاک را درخود می دید؟ درآن صورت با موج گسترده تصادفات، شکستگی های ناشی از زمین خوردگی بخاطر کوری دید، بروز عارضه های ریوی و قلبی، صدمات وارده به چشم با اجسام معلق در هوا و...... چه واکنش سریعی می توانستیم اعمال نماییم؟ باور کنیم  توفانی که از اردبیل  شروع و به مناطق شمالی و شمال شرقی منتهی گسترش یافته غیر قابل پیش بینی می باشد؟ در حالیکه باشگاهی در کره از یک ماه قبل جهت برگزاری یک بازی فوتبال در کشوری دیگر با هزاران کیلومتر بعد مسافت تمرینات ویژه ای را مدنظر قرار می دهد چرا ما قادر به پیشگویی توفان در درون کشور خود نمی باشیم؟. قطعا در صورت آینده نگری و پیش بینی لازم علاوه بر آمادگی مردمی، دستگاه ها و ستاد حواث غیرمترقبه نیز با آمادگی بیشتری به استقبال از این پدیده جوی می روند که تجربه آن را در توفان «گونو» شاهد بودیم. به ویژه که  توفان مشهد و سرخس با آن شرایط خاص (خاک و شن که چون امواجی بر پیکره ی سازه ها می خورد و مانع دید حتی تا چند متری نیز شده بود) زمینه و بستر ایجاد فاجعه و خطر را در کلان شهری مانند مشهد دارا بوده  که البته این جدای از آسیبهای تاسیساتی و سازه ای است و منظور تشدید و یا تشکیل و عوارض تنفسی، بینایی، گوش و حلق و بینی، قلبی و... مورد نظر می باشد. لذا لازم است تا کلیه ی مدیران محترم به ویژه اعضای محترم ستاد حواث غیرمترقبه شهری و استانی نظر به همین تجربه اقدامات پیشگیرانه را در آینده بکار گیرند. در این زمینه نقش موثرسازمان هواشناسی را که الحق و والانصاف تاکنون نیز منشاء خدمات عدیده ای بوده قابل کتمان نبوده و نیست و با پیش بینی صحیح و اطلاع رسانی به موقع حتی تا دقایقی قبل نیز می توان از بروز خسارات بیشتر و سهمگین تر جلوگیری نمود. چرا که توفان مانند زمین لرزه غیر قابل پیش بینی نیست و در ابعاد جهانی به راحتی و با استفاده از علم روز و تکنولوژی می توان به آسانی پیش بینی و آینده نگری نمود.

 

 

 

نوشته شده توسط احمد فیاض در یکشنبه 27 آبان1386
لينك مطلب

 
گوشه جمال تو!
چاپ روزنامه قدس/۱۷/۸/۸۶- حرفهای انتظار
 
* احمد فياض
اي عشق، اي ترنم نامت ترانه ها
معشوق آشناي همه عاشقانه ها
موسم پاييز به نيمه رسيده و بي قراري براي ظهور شما مضاعف شده، زيرا خزان عمر در پيش است. پاييز فصل بي قراري هاست! و غروب آدينه پاييزي بي قراري بي قراري هاست! آن زمان كه طبيعت حرير زرد و نارنجي بر پهنه زمين انداخته احساس مي كنم طبيعت قلب من نيز از دلشوره غفلت از تو، به زردي گراييده است.
مولا! خزان عمرم، دلهره و تشويش ناشي از نديدن جمال رويت، بر پيكره وجودم چنگ انداخته است و بي قرارتر از همه آدينه ها، آدينه هاي پاييزي را سپري مي كنم. ولي چون آن كشاورزي كه پاييز و زمستان را مثل بهار، دوست مي دارد من نيز پاييز حياتم را دوست مي دارم كه در طلب ظهور تو و در حوالي انتظار زرد گشته است! قلب من از رنج هجر و سوز فراقت به زردي و شكنندگي برگهاي پاييزي گراييده و در تب و تاب باران رحمت تو، چشم بر آسمان دوخته است و منتظر بارش عنايات تو است.
سلام به تو آن هنگام كه زلال جاري صدايت دلهاي تشنه منتظران را سيراب مي كند. سلام بر تو آن هنگام كه ياسهاي سپيد الهي بر لبانت شكوفا مي شود...
 
مقاله:حرمت شهر بهشت
چاپ در روزنامه قدس/دوشنبه(۱۴/۸/۸۶)
 
 
* احمد فياض
تا همين چند سال گذشته كه سراسر جاده هاي منتهي به تفرجگاههاي مشهد را تنها يك يا دو پيتزا فروشي قرق كرده بود، شهرونداني كه براي سرو اين غذاي وارداتي بر صندلي ميزي تكيه مي دادند با ظروف آدمكي شكلي از سسهاي تند و يا شيرين؛ پيتزاي سفارشي را تزيين مي نمودند كه بعضاً از خود پيتزا بيشتر به چشم مي آمد! اما اينك آن مسير به تعداد رهگذران عبوري، واحدهاي پذيرايي پيتزا فروشي و «فست فودها» را در خود جاي داده است، ديگر خبري از آن ظروف سسها نيست. وقتي علت را جويا مي شوي «نظارت» جدي بازرسان بهداشت و درمان را بهانه مي آورند كه واحدهاي پذيرايي را ملزم به استفاده از سس هايي با بسته بندي مناسب و استاندارد و كاملاً بهداشتي كرده اند. آيا اين دقت و نظارت جدي تنها در مقوله بهداشت غذاي جسم اعمال مي شود؟ نظارت جدي در تأمين بهداشت روح و سلامت روان تا چه حد مي باشد؟ در تأمين امنيت اجتماعي و بهداشت صوتي تا چه ميزان بازرسان موفق بوده اند؟
***
درج مابقی در  ادامه مطلب
 
سهميه بندي بنزين و نقش تاكسي در حمل و نقل عمومي مشهد
درج در کیهان دوشنبه ۱۴/۸/۸۶ ص شهرستان ها
 
مشهد- احمد فياض
پس از سهميه بندي بنزين و نابساماني كه در عرصه حمل و نقل عمومي حادث شده همه روزه شاهد كمبود نسبي تاكسي اعم از عمومي، شخصي و آژانس ها در سطح شهر مشهدهستيم. اين به آن معنا نيست كه در كلان شهري نظير مشهد هيچ گونه تاكسي اعم از گردشي، تلفني و (مسافربرهاي شخصي كه با بنزين ليتري 300 تا 500 تومان به حيات خود ادامه مي دهند)، موجود نيست!! آمارها حاكي از وجود تقريبي 16هزار تاكسي است كه صد البته نقش بسيار مهمي در حمل و نقل و جابجايي مسافران و شهروندان محترم دارند (جابجايي 900 هزار مسافر). مجموعه ناوگان تاكسيراني تحت پوشش سازمان تاكسيراني در مشهد به تفكيك شامل 7500 تاكسي گردشي (معمولي)، حدود 2000 تاكسي خطوط ويژه و حدود 6000 دستگاه در قالب تاكسي تلفني و 12 آژانس بانوان اعلام مي شود. اين آمار جداي از تاكسي هاي موقت است كه آمار دقيقي از تعداد دستگاه موجود در دست نيست و در مرحله ساماندهي هستند. چنين به نظر مي رسد كه سياستها و برنامه هاي مسئولين محترم حكايت از افزايش كمي و كيفي اين ناوگان دارد كه در مرحله انتقالي سهميه بندي به چشم نمي آيد.
مابقی در ادامه مطلب
 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط احمد فیاض در دوشنبه 14 آبان1386
لينك مطلب

 
دل نوشته ای از حقیر: تقدیم به او(قیصر امین پور) (رحمت الله علیه)
درج در بخش فرهنگی ایرنا(خبرگزاری جمهوری اسلامی/بخش فرهنگی با آدرس ذیل:
 
جام جم چهارشنبه ۹/۸/۱۳۸۶
 

ای غم، تو که هستی از کجا می آیی؟

هر دم به هوای دل ما می ایی

باز آی و قدم به روی چشمم بگذار

چون اشک به چشمم آشنا می آیی!

 

... مثل همیشه که ساده و خسته و بی پیرایه می آمد، اینک نیز ساده و خسته و بی پیرایه! پر کشید و رفت. تفاوت در آن است که دیگر نمی توان خستگی ها را در عمق چشمانش یافت که برای ابد آن چشمان آرمیده اند.اکنون خستگی را در چشمهایی باید دید که اشک ریزان بر ستون تسلیت جراید می خوانند: کوچ ابدی قیصر امین پور!

خود چه زیبا می گوید:

عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها

خاک خواهد بست روزي ، باد خواهد برد باري

روی میز خالی من، صفحه ی باز حوادث

در ستون تسلیتها، نامی از ما یادگاری

 

   - اجازه دهید به تاسی از خود وی بگوییم دریغا! ما که تاکنون دریغا گو نبودیم و از او آموختیم که بگوییم:دریغا!

 

ما که اینهمه برای عشق

آه و ناله دروغ می کنیم!

راستی چرا

در رثای بیشمار عاشقان

- که بیدریغ-

خون خویش را نثارعشق می کنند

از نثار یک دریغ هم

دریغ می کنیم؟

آری! او خون خویش را نثار عشق نمود. عشق او سرایش برای تعهد بود. تعهدی در جهت رسالت و رسالتی برای مذهب، انقلاب، میهن و دفاع مقدس و .....

اما قیصر! گفته بودی:«قیصر حرفی برای گفتن ندارد!». و ما را به انتظار بهار گفتنی هایت هدایت نمودی اما .... نه اینکه تو خود برگی از خزان شوی که زرد و نارنجی تهمتی ناجوانمردانه از خودت برای خودت بود!! و در ادامه از قامت رعنای درخت شعر و شاعری متعهدانه معاصر بیفتی!

« سراپا اگر زرد و پژمرده ايم
ولى دل به پائيز نسپرده ايم
»

 

 

ما عادت کرده بودیم تو را همیشه با سبزی بهارانه اشعارت ببینیم. هیجان ترنم آواز بهاری تو آمیخته در جان ما بود و اینک یعنی سکوت! به همین سادگی!؟ مگر نه اینکه  برای ما قول روز مبادا را داده بودی. آیا امروز روز مبادا بود؟!

مثل هميشه آخر حرفم
و حرف آخرم را
با بغض مي خورم
عمري است
لبخند هاي لاغر خود را
در دل ذخيره مي کنم :
باشد براي روز مبادا !
اما
در صفحه هاي تقويم
روزي به نام روز مبادا نيست
آن روز هر چه باشد
روزي شبيه ديروز
روزي شبيه فردا
روزي درست مثل همين روزهاي ماست
اما کسي چه مي داند ؟
شايد
امروز نيز روز مبادا باشد !

تازه به دغدغه های انسان معاصر که در اشعارت تجلی یافته بود؛ عادت کرده بودیم. تازه مفهوم «هدف» و« اثر» را به جهت هدف و اثرپذیری اشعارت درک نموده بودیم. تازه زیبایی شعر را نه در زبان بلکه در گستره مفاهیم دل نوشته هایت جستجو می کردیم. تازه با «دستور زبان عشق» خو گرفته بودیم. «دستور زبانی» که زبان«جرگه ی عشاق» شده بود. دیری نیست که طعم «موشک» ی شعر تو را چشیدیم و پی به تفاوت این موشک با آن موشکی که بر دزفولیان فرو می آمد، برده بودیم. ما عارف آن موشکی گشتیم که مقصدش  خون و خشونت نبود. واژگانی مقدس داشت که مایه ی خیر و برکت و تطهیر روح بود. وارستگي، بي تعلقي، رستگاري، شكست ناپذيري، آزادگي، استقلال و روحيه شهادت طلبي را چون باران رحمت الهی بر جان و روح ما شلیک نمودی. این مفاهیم را با قلم عشق و ذوق هنری خود بر طبق ورق دفتر اشعارت به رشته نظم کشاندی و الگوهای عاشورایی آمیخته با حماسه و عرفان را رباعی نمودی و گفتی:

نوشیدن نور ناب کاری است شگفت

این پرسش را جواب است شگفت

تو گونه ی یک شهید را بوسیدی؟

بوسیدن آفتاب کاریست شگفت

والسلام/ احمد فیاض/ مشهد مقدس

-          تمامی اشعار متعلق به مرحوم امین پور است

-          دستور زبان عشق از آخرین آثار آن مرحوم است

-          جرگه عشاق نام محفلی ادبی است که ایشان عضو آن بودند

 

نوشته شده توسط احمد فیاض در سه شنبه 8 آبان1386
لينك مطلب

 
چاپ روزنامه قدس
یا اباصالح المهدی(عج)
 
نام عكس: 005.jpg
مجموع بازديدها: 484
زمان اضافه شدن: 30/08/2005 04:34:04
آخرين ويرايش: 31/12/1969 19:00:00
 
از آن زمان كه فهميدم زنگ ظهور در بامداد آدينه اي به صدا در مي آيد، برگ برگ صفحات قلبم را براي حضور در مدرسه امامت و ولايت تو آذين نمودم!! ضربان قلب من در نوك قلمي كه جوهرش شميم عطر ياس داشت، با زيباترين رسم الخط عاشقي، قشنگ ترين مشق ظهور را بر دفتر دل كتابت نمود و ورقهايش سرشار از نگارشهاي «اللهم عجل لوليك الفرج»، «متي ترانا و نراك» گرديد!
اي پايان بخش خزان قلوب ما!! آمدنت كي خواهد بود.
حالا در اشتياق ظهور تو و در شبهاي بلند هجران، اميدوارانه تر از هميشه، شب را به صبح مي رسانم و قرآن و ندبه را تلاوت مي نمايم و سرشك ديده را همچون اولين رگبار پاييزي بر قلب سوخته و تشنه خود جاري مي سازم و زيرچشمي نگاهي نيز بركرانه طلوع «خورشيد» مي اندازم تا شايد نظاره گر سماع گيسوان طلايي حضرتش بر شانه هاي منتظران باشم!!
اي يوسف زهرا(س)
سبزي انتظار من آتش هجران را تاب نخواهد آورد، پس در نيايش روحاني بامدادي ام منتظر مي مانم تا «زنگ ظهور» را نواخته و جهان، كرامت حضورت را تجربه كند.

* احمد فياض
خودتون درباره ی عکس ها نظر دهید. هر گونه کپی و استفاده با ذکر ماخذ بلا مانع است
جهت باز شدن عکسها کمی صبر!!!
 
 
 
 
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 
 
عکس از احمد فیاض/ ساعت ۱۸ / پنج شنبه ۳/۸/۸۶/ میدان سه راهی فلسطین مشهد اول بلوار سجاد
 عکس ذیل: میدان شهید صیاد شیرازی مشهد/ چهارشنبه/۲/۸/۸۶ ساعت ۱۲ ظهر
 
 
 
 
 
 
نوشته شده توسط احمد فیاض در پنجشنبه 3 آبان1386
لينك مطلب


  • منوی سایت
  • صفحه نخست
  • پست الکترونيک
  • خانگي سازی
  • ذخيره كردن صفحه
  • اضافه به علاقه منديها

  • درباره وبلاگ
  • وقتی آدم توی سن 37 سالگی بازنشسته یک ارگان مقدس بشه با کلی انرژی طبیعتا نوشته هایش سر از خیلی جاها درمیاره!. خیلی جاها که نه البته! چرا اون ور آب رو تماشا می کنید؟! باور کنید خودی هستیم! روزنامه قدس بیشترین ضربه و آسیب رو از نوشتجات من می خوره و همیشه صبوری دوستان روزنامه قدس رو تحسین می کنم!. گهگاهی هم کیهان و سایر سایت های خبری اعم از ایرنا و رجانیوز و الف و..... هم از ترکش نوشتاری من مصون نبوده و ....
    خب! حالا بگید خبرنگاری و نویسندگی آزاد! هرچی می خواین بگین! می نویسم چون نمی خواهم در دنیای پس از بازنشستگی فسیل شوم. آنهم در عهدی که فسیلزدگان مدرن، چون کبک زمستانی سر بر برف فرو برده و بدنبال فسیلهایی می گردند که زمانی مارک مدرنیزه بر پیشانی آنها خودنمایی می کرد.
    احمد فیاض/ متولد 1350 با تنها داراییهای حیاتش همسر و سه دختری که مایه ی رحمت و برکت زندگی اش می باشند در این کلبه ی وبلاگی منتظر قدوم سبز و مبارک شماست و البته پذیرای نقد وپیشنهادات گهربار شما!
  • آرشیو موضوعی
  • نویسنده
  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه

  • آمارسایت
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin


    Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

    Add to Technorati




    کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    All Rights Reserved 2008-2010 © by rahill20.blogfa.com

    Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM