این ایام خجسته خنده ی نمکین خدا بر لبان مبارک آن یوسف زهراء نقش می بندد که جهان در حسرت دیدار اوست تا با ظهورش جلوه ی جمال محمدی مادرش را در آسمان آبی مدینه ی فاضله اش شاهد باشیم که میلاد با سعادت مادر بزرگوارش می باشد. ای یوسف زهراء! تبریک و تهنیت عرض می کنیم و باز هم می گوییم که: آللهم عجل لولیک الفرج
به ياد آر دستاني را كه شب ها با نوازش هاي خود دردهاي تو را تسكين مي دادند
به ياد آر دلي را كه به خاطر تو زخم ها خورده است
آن هنگام زانو بر زمين بگذار و موهبت مادر را سپاس دار بيستم جمادي الثاني هر سال، روزي پر از خاطره و معنويت است؛ خاطراتي شيرين از مادران مهربان ، فرزندان با محبت و همسران با وفا ؛ اين روز به يُمن ِ زاد روز بانوي نمونه اسلام ، فاطمه زهرا ( سلام الله عليها) ، روز مادر نام گرفته است ؛ بانويي كه گل سرسبد تمام بانوان عالم است ؛ تنها زني كه پدرش معصوم ، شوهرش معصوم و خودش نيز معصوم بوده و پيامبر گرامي اسلام (ص) به او لقب " اُم ابيها " داده است ، يعني زني كه براي پدرش همچون مادر بود.
اگرچه دوران زندگي حضرت زهرا (س) كوتاه بود در كتاب دكتر شهيدي روي اين عدد بحث شده است . اما زندگاني پر بركت و درخشان وي ، آن بانوي بزرگوار را به الگويي بي نظير براي تمام زنان عالم در طول تاريخ مبدل ساخته است؛ زني كه كودكي اش را در خانه شخص اول اسلام – پيغمبر اكرم (ص) – و دوران بچه داري را در خانه دومين شخصيت ممتاز اسلام –علي (ع) – گذراند و دو امام معصوم - امام حسن (ع) و امام حسين (ع) - ، و دو دختر فداكار و شجاع - زينب و ام كلثوم - را به جامعه تحويل داد.
زندگي و سيره ي حضرت زهرا( س) به قدري آموزنده و جذاب است كه هر زن آزاده اي در جهان او را چونان قديسه اي تحسين مي كند؛ زني كه تولدش از دامن خديجه كبري ، همسر پيامبر گرامي اسلام (ص) و در كانون نخستين خانواده اسلامي با نغمه هاي آسماني و تسبيح قدسيان همراه شد و شب ميلادش را عرشيان به بانگ تكبير و تسبيح جشن گرفتند و خداوند لقب كوثر به او عطا كرد؛ زيرا وي سرچشمه ي تمام خوبي هاي جهان است.
و چه زيبا تولد اين بانوي گرانقدر به ابتكار بنيانگذار جمهوري اسلامي – امام خميني (ره) – روز زن و روز مادر نام گرفت ؛ " اگر روزي بايد روز زن باشد ، چه روزي والاتر و افتخارآميزتر از روز ولادت با سعادت فاطمه زهرا سلام الله عليهاست ؛ زني كه افتخار خاندان وحي است و چون خورشيدي بر تارك اسلام عزيز مي درخشد."

با تو همدردم، با تو هم شادم، با تو همزادم، با تو همرازم و با تو
همنفسم!
من عاشق و مجنون توام که اگر نشتری بر رگ نیلی تو آشنا شود،
پیش از او، جان من به فریاد خواهد آمد!
هیچ کس جز خدای علیمم، نمی داند که تا چه پایه دوستت دارم.
هیچگاه خود را از تو جدا نخواسته ام
که مرگ را بر این جدایی رجحان می نهم.
اگر روزی بگریم، غم توست که جانم را به خروش می آورد.
زمانی که شادی بر در سرایم حلقه می کوبد،
شادی تست که به اهتزازم وا می دارد!
هنگامی که از چشمانی معصوم دم می زنم، چشمان پر از
عصمت تو پیش چشمم رنگ می گیرد!
آن هنگام که از گیسوانی سیاه یا زر تار، قصه می گویم، تار
گیسوی تست که بر گردن جانم می پیچد!
آن دم که از عشق، دم می زنم واژه های آن را از قامت تو،
از اشک
تو، از لبخند تو، از دندان تو و از موی بلند تو وام می کنم!
بلندای عشقم، از قامت تو، صفای آن از اشک تو، و تلالو و
درخشندگی اش از دندان تو مایه می گیرد و
بالندگی آن از بالندگی روح تو!
آری! این تویی که چون رحمت خداوند، در رگ رگ من،
در خون من، در دستهای من، در زندگی و حرکت من و
در جوانه های حیاتم، جاری هستی!
می دانم در دل تو خانه ایی دارم به اندازه تمامی مساحت قلبت!
پس چون تو معشوق منی، از خدای مهربان می طلبم که
جاویدان
بمانی تا عشق من نیز بر تو جاودانه بماند!
سرت سبز، دلت گرم، لبت خندان!
مادر و همسر عزیزم و دخترای گلم و تمامی خواهران دینی من!
روزتون مبارک!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

